۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

یک هزار و سیصد و نود و چهار

«سلام علی ابراهیم»

«سلام علی ال یاسین»

«سلام قولا من رب رحیم»

«سلام علی موسی و هارون»

«سلام علی نوح فی العالمین»

«سلام هی حتی مطلع الفجر»

«سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار»

 

سوته دلان نوشت:

سال 1394 مبارک...

از خداوندِ منان،سلامت، سعادت، تندرستی، صبر، آسایش و آرامش رو برای همه خواستارم...

خدایا؛مثلِ همیشه هرچی که به خیر و صلاحِ بنده هات هست،براشون در سالِ جدید، رقم بزن...




«والسلام علی من التبع الهدی»




۲۸ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۲۴ ۰ نظر
سوته دلان

شش ضلعی!!

چند روزی میشه که ایمیل پشتِ ایمیل، پیام پشتِ پیام به دستم میرسه که یک کتابِ قرآنِ جدید به دستِ آمریکایی ها ساخته شده به نامِ "مثلثِ توحید"...

فرستنده های این پیام هم به طورِ مرتب میگن باید از قرآنمون دفاع کنیم تا این کار پیش نره و بدونن ما رو قرآنمون تعصب داریم...!!

اینکه این خبر تا چه حد حقیقت داره بماند...

اما چیزی که به ذهنم رسید این بود که به فرض این خبر حقیقت داشته باشه، خب که چی؟!

حالا کتابِ مثلث بسازن یا مربع، وقتی من بهش عمل نمی کنم دیگه چه فرقی میکنه که چی باشه؟!

وقتی سالی 1 بار از سرِ توفیقِ اجباریِ ماه رمضون میرم سراغش دیگه چه فرقی میکنه که چی باشه؟!

وقتی خوندنش هیچ تاثیری رو اخلاقم نداره چه فرقی داره چی باشه؟!

وقتی اعتقاداتم پر رنگ نمیشه دیگه چه فرقی داره چی باشه؟!

وقتی توحیدم ضعیفه و هر مشکلی که دارم به خدا نسبتش میدم، دیگه فرق نمیکنه کتاب چی باشه!!

اصلا من به شخصه بهشون پیشنهاد میدم "شش ضلعی" بسازن، مثلث که سهله...!!

کاش تعصب روی چیزی داشته باشم که ازش شناخت داشته باشم!!

 

"ان الذین کفروا بالذکر لما جاءهم و انه لکتاب عزیز * لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید"

کسانیکه به این کتاب (قرآن) زمانیکه برایشان آمد کافر شدند (بدانند) که این کتاب قطعاً شکست ناپذیر است * که هیچ گونه باطلی، نه از پیشِ رو نه از پشتِ سر، به سراغِ آن نمی آید، چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ی ستایش نازل شده است. / سوره فصّلت، آیات 41 و 42

 

سوته دلان نوشت:

خدایا سالِ جدید رو سالی قرار بده که بیشتر از قبل با کتابت آشتی باشم...

چراغی را که ایزد بر فروزد / هر آنکس پُف کند ریشش بسوزد...



«والسلام علی من التبع الهدی»



۲۱ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۴۰ ۰ نظر
سوته دلان

سهل انگاری!

نمیدونم تا حالا این حکایت رو شنیدین یا نه ولی خوندنِ دوبارش ضرری نداره...

یه روز یه عارفِ بزرگی شب خواب می بینه که قیامت شده و نوبت به حساب و کتابِ خودش که شد فهمید قضیه اونطور که فکر میکرده نبوده...و خداوند براش تو پرونده ش عذاب ثبت کرده!

اون فرد تعجب میکنه چون زندگیِ بسیار ساده و بی ریایی داشته،در عین حال یا مشغولِ خدمت به خدا یا خدمت به خلقِ خدا بوده،بعد که می بینه پرونده ش سنگینه از خدا علت رو میپرسه...

خداوند هم در پاسخش می فرماید:

یک روز وقتی رفتی از مغازه ای گوشت بخری برای اینکه از تازه بودن اون مطمئن بشی به گوشت دست زدی، مقداری از چربیِ گوشت جذب دستت شد و تو بدونِ اینکه اونو بخری از خریدش منصرف شدی و از مغازه بیرون رفتی و اون گوشت نصیبِ شخصِ دیگه ای شد در حالیکه از سهم چربیش کم شده بود، به همین خاطر یک عمر حق الناس به گردنت بود و از این قضیه حلالیت نطلبیدی!!


"فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره * و من یعمل مثقال ذره شراً یره"

پس هرکس هم وزنِ ذره ای کارِ خیر انجام دهد نتیجه ی آن را میبیند * و هرکس هم وزنِ ذره ای کار بد کند نیز نتیجه ی آن را می بیند./ سوره زلزال،آیات 7 و 8


سوته دلان نوشت:


تا حالا تو عمرمون چقد حق الناس به گردنمون اومده چه خواسته چه ناخواسته؟!!


خداوند ارحم الراحمینه، شکی هم در این قضیه نیست، اما این دلیل میشه بر اینکه ما در وظیفه مون کوتاهی کنیم و یا سهل انگاری!!



«والسلام علی من التبع الهدی»




۱۸ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۳۴ ۰ نظر
سوته دلان

زبونِ زبون نفهم!!

ای امان از بعضی سوال ها...!!

کجا رفتی؟! با کی رفتی؟! چرا رفتی؟! چی پوشیدی؟! چقد حقوق میگیری؟! چرا ازدواج نمیکنی؟! چرا بچه دار نمیشی؟! چرا ...؟! چرا...؟! چرا...؟!

خداییش بعضیا آدم رو یادِ کتاب "به من بگو چرا؟!" میندازن...!!

و ای امان از پاسخ ها...!!

که اگه راست بگی خودت ناراحت میشی و اگه دروغ بگی طرفت ناراحت میشه... (بگذریم از اینکه دروغ گفتن خودش گناهه)

 

"یا ایها الذین آمنوا لا تسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسوءکم و ان تسئلوا عنها حین ینزل القرآن تبدلکم عفا الله عنها والله غفور حلیم"

ای کسانیکه ایمان آورده اید از چیزهایی که اگر برای شما آشکار شود، شما را در رنج می افکند سوال نکنید و اگر به هنگامِ نزولِ قرآن از آنها سوال کنید برای شما آشکار میشود، خداوند آنها را (برای سهولت) نادیده گرفته است و خداوند آمرزنده و دارای حلم است./ سوره مائده، آیه 101

 

ای کاش یکی بود که به این زبونِ زبون نفهم میگفت که هر چیزی رو نباید به زبون آورد...

ای کاش اصا این زبون، یکم عقل داشت...

ای کاش...

 

سوته دلان نوشت:

دیکته:

عقل چیزِ بسیار خوبی است. (نقطه سرِ خط)

استفاده از عقل و هماهنگیِ آن با زبان بسیار ارزشمند و پسندیده است. (نقطه سرِ خط)

هیچکس عقل را با خود به گور نبرده است. (برگه ها بالا، عمر تموم شد به اندازه ی چشم بر هم زدنی!!)



«والسلام علی من التبع الهدی»



۱۴ اسفند ۹۳ ، ۰۷:۳۲ ۰ نظر
سوته دلان

ساندویچ...

خانومی جوان و بسیار شیک پوش و آراسته سوارِ اتوبوس شد ...

هرکی که به این بشر نگاه میکرد با خودش میگفت این الان از نافِ اروپا اومده ایران!!

سرِ ظهر بود و ساندویچی تو دستش داشت و مشغولِ خوردن بود...

برای اینکه دستِ آلوده ی خودش رو به ساندویچ نزنه یا شاید هم دستش با ساندویچ کثیف نشه مقداری از پوشش ساندویچ رو برگردونده بود روی دستش...

بعد از اتمامِ غذاش، پوششِ ساندویچ رو مچاله کرد و از شیشه ی اتوبوس انداخت تو خیابون...!!!!

......

همین خانوم موقعِ پیاده شدن با راننده ی اتوبوس سرِ موضوعی دعواش شد...!!

اون هم سرِ موضوعی که حق با راننده بود...

آخرش هم دخترِ جوون گفت چیِ این مملکتِ خراب شده درسته که اینِش درست باشه...!!

......

از دیروز تا حالا دارم فکر میکنم به اینکه زباله ریختن کفِ خیابون این مملکت رو خراب شده کرده یا...!!

از دیروز دارم به این فکر میکنم که مملکت رو کی به این روز انداخته...!!

از دیروز خیلی فکرا اومده تو سرم ولی خب مثلِ همیشه بماند...!!

 

"یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون * کبر مقتا عندالله ان تقولوا مالا تفعلون"

ای کسانیکه ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید و به آن عمل نمی کنید * نزدِ خدا بسیار خشم آور است که سخنی بگویید و به آن عمل نکنید./ سوره صف، آیات 2 و 3

 

سوته دلان نوشت:

"بسیاری از ما مذهب را در زیارت و عزاداری خلاصه کردیم و خارج از آن مذهب در زندگیِ ما حضور ندارد، چنانکه اگر مذهب در زندگیِ اجتماعیِ ما حضور داشت آیا این بازارِ شیعه بود که این همه چکِ بلامحل در آن وجود دارد؟!"

این دو خطِ بالا از یه بنده خدایی بود که چون مرتبط با این پست بود نوشتم...

خدایا ما رو با حرفایی که میزنیم آزمایشمون نکن چون بیشتر حرف میزنیم تا اینکه عمل کنیم!!



«والسلام علی من التبع الهدی»




۱۲ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۳۰ ۰ نظر
سوته دلان

یک تکه نان

اگه شما هم مثلِ من فیلمِ "یک تکه نان" رو دیده باشین حتما این بخشی که میخوام بنویسم رو یادتون میاد...

سربازِ ساده دلِ پاک نظر (هومن سیدی) به پیرمردِ اهلِ دل (رضا کیانیان) میگه: "سلام علیکم"...

پیرمرد در جواب میگه: "سلام که اسمِ خداست، علیکم هم که یعنی خدا با شماست، خب چی از این بهتر که خدا با آدم باشه"...

چه چیزی از این قشنگ تر که به یکی بگیم خدا با تو هستش...

حالا که اسمِ خداست از روی عادت به هم سلام نکنیم...

حالا که اسمِ خداست تو پیام های کوتاهمون به جای سلام از واژه های نامانوس استفاده نکنیم...

بحثِ واجب بودن و اینکه سلام سلامتی میاره یه طرف، اینکه به عنوانِ یه هدیه ی گرانبها به هم دیگه تقدیمش کنیم یه طرف...


"و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها ان الله کان علی کل شی ء حسیبا"

هرگاه به شما تحیتی گویند پاسخِ آن را بهتر از آن دهید یا به همان گونه پاسخ دهید، خداوند حسابِ همه چیز را دارد. / سوره نساء، آیه 86

 

سوته دلان نوشت:

وقتی فردی به شما میگه سلام، در جواب نگید سلام از ماست، چون جوابِ سلام واجبه و اگر به این صورت گفته بشه در حقیقت جوابی داده نشده و واجبِ خداوند تا آخرین روزِ دنیا بر روی زمین باقی می مونه!!

امروز دو مناسبتِ خاص رو به خودش اختصاص داده، بر صاحبانِ این مشاغل مبارک...

اما به نظرم تو زندگی، مهندسِ واقعی کسی هستش که با تمامِ مشکلات و موانعِ سر راهش میسوزه و از اون مهم تر زندگی رو از نو می سازه...

پس این روز بر تمامِ سازندگانِ عرصه ی زندگی مبارک...



«والسلام علی من التبع الهدی»



۰۵ اسفند ۹۳ ، ۱۶:۵۰ ۱ نظر
سوته دلان