" سوته دلان "

دلا معـاش چنـان کن کـه گـر بلغـزد پـای... فرشتـه‌ات بـه دو دست دعـــا نگـه دارد
  • " سوته دلان "

    دلا معـاش چنـان کن کـه گـر بلغـزد پـای... فرشتـه‌ات بـه دو دست دعـــا نگـه دارد

مشخصات بلاگ
" سوته دلان "

سایـه‌ای بیـش نیستیـم...!!

آخرین مطالب
چهارشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۳۸ ب.ظ

میمونِ پیشرفته!!

سوره ی قیامت، یکی از سوره های عجیب هستش، این سوره در کل از دو سیاق (پاراگراف) تشکیل شده، سیاق اول آیات 1 تا 35 و سیاق دوم آیات 36 تا 40...

اما عجیبیِ این سوره از این جهت هستش که وسطِ یه بحثِ مهم درباره ی معاد، یه نکته ی اخلاقی خطاب به پیغمبر داره...

و دومین نکته ی عجیبش اینه که درسته دو تا سیاق داره، اما هردو سیاق از دسته های مختلف تشکیل شدن که ضمنِ سوره مشخص میشه...

و نکته ی سوم اینکه این سوره از ترتیب و فرمتِ خاصی برخوردار نیست و ما خودمون باید این کار رو مرحله به مرحله انجام بدیم...

اینکه هر سوره سیاق بندی میشه به این معنی نیست که سوره تکه پاره هستش، نه؛ سوره کلا از یک سیاق تشکیل شده و ما برای فهمِ بهتر باید به چند سیاق تقسیم کنیم تا جاهایی که غیرِ مرتبط با هم هستن، ارتباطشون با هم مشخص بشه و دستِ آخر یه جهتِ هدایتی از سوره روشن بشه...

و اما تدبر سوره ی قیامت...

«الهی به امیدِ تو»

سیاقِ اول:

از آیه ی 1 تا 35 رو شامل میشه اما خودش از چند دسته تقسیم میشه:

دسته ی اول آیه ی 1 و 2 که طلیعه ی (روشنگر و مقدمه) سوره هستن و خداوند میفرماید من به قیامت و نفس لوامه قسم نمی خورم، چون از بدیهی ترین بدیهیاتِ روز هستن...

دسته ی دوم آیاتِ 2 تا 6 هستن که به معنیِ ریشه ی گناه و معاد ناباوری هستن...

درسته که یه عده معاد رو قبول ندارن، اما از روی جهل نیست بلکه از روی عناد هستش، بخاطرِ همین چون علم به معاد دارن، خداوند سوره رو با دلیل و منطق و استناد شروع نکرده، فقط ایراد و درد رو مطرح کرده تا به درمان برسه، یعنی در حقیقت خداوند مثلِ نقادانِ این دنیا نیست که فقط درد رو ببینه و به فکرِ درمان نباشه، بلافاصله بعد از درد، درمان رو مطرح میکنه...

اون هم به این صورت که می فرماید انسان فکر میکنه ما نمی تونیم استخوان هاش رو جمع کنیم، و همه ی اینها بخاطرِ فسق و فجور و شهوت هستش نه بخاطرِ عناد و جهل، بخاطرِ همین با تمسخر رو به پیغمبر میگن: پس اون قیامتی که ازش حرف میزدی کو؟! چرا زمانش نمیرسه؟!

سپس خداوند در دسته ی سوم از سیاقِ اول یعنی آیاتِ 7 تا 15 شروع میکنه به معرفیِ قیامت...

که اون زمان چشم از شدتِ ترس خیره میشه، خورشید و ماه پنهان میشن و به هم پیچیده میشن، و اون زمانِ که انسان به دنبالِ راهِ فرار هستش ولی ملجائی پیدا نمیکنه، چون انسان هرچقد هم که بهانه تراشی کنه و عذرِ بدتر از گناه بیاره، خودش که دیگه به نفسِ خودش آگاهِ و نسبت به خطاهاش هوشیار...

در اینجا یه دسته ی چهارمی هست که از آیاتِ 16 تا 19 رو تشکیل میده و در حقیقت همون جنبه ی اخلاقی هستش، بخاطرِ همین چون هیچ ارتباطی به فضای قیامت نداره، به این آیات معترضه میگن، اما از اون جایی که هیچ کلامِ خدا بیهوده و عبث نیست، پس در این آیات هم حکمتی هست، ولی برای فهمِ موضوع در آخر بهش اشاره میشه...

دسته ی پنجم که ادامه ی آیاتِ 15 هستش، دو آیه ی 20 و 21 رو تشکیل میده، اونم به این معنی که انسان دنیارو دوست داره و آخرت رو رها کرده...

این دنیا دوستی و ترکِ آخرت، ریشه ی دسته ی دوم یعنی معاد ناباوری هستش...

یعنی خداوند در دسته ی دوم طرحِ موضوع کرد که انسان معاد ناباور شده، حالا جوابش رو در اینجا داده که انسان بخاطرِ دنیا دوستی و بخاطرِ اینکه عجول هستش و دوست داره همه چی رو زود به دست بیاره، رو به دنیا آورده، چون دنیا زودتر از آخرت به دست میاد...

و اما دسته ی ششم و آخر که از آیاتِ 22 تا 30 هستش و بیانِ اقسامِ چهره ها در قیامت و زمان احتزار هستش...

که عده ای با خوشحالی به ذاتِ پروردگار نظاره گر هستن و عده ای عبوس هستن و رو ترش کردن به این خاطر که مستحقِ عذابی کمرشکن هستن، هرگز این اتفاق نمی افته تا زمانی که جونشون به گلوشون برسه و هرچی گفته میشه چه کسی میتونه درمانگر باشه، جوابی داده نمیشه، و محتزر میفهمه که زمانِ مرگ رسیده، بخاطرِ همین پاهاش رو به هم می سابه و به خودش می پیچه تا جون از بدنش خارج بشه...

این فرد که معاد ناباور هستش بخاطرِ اینه که نماز نمیخوند و دروغ میگفت و به ما پشت می کرد، چون ریشه ی ترکِ دنیا، دوستی با نماز و معاد باوری هستش...

این فرد همونی هستش که با تکبر به سمتِ هم فکرانش می رفت و از ما گریزان بود، اما هم اکنون عذاب شایسته ی اونه...

 

سیاق دوم از آیه ی 36 تا 40:

در سیاقِ دوم از 3 کفه ی ترازو تشکیل شده، کفه ی اولِ ترازو آیه ی 36 هستش که فکر میکنی خدا انسان رو بیهوده و به حالِ خودش رها کرده؟!!

کفه ی وسطِ ترازو آیاتِ 37 تا 39 هستش که بیانِ خلقتِ انسان هستش، و کفه ی دیگرِ ترازو، آیه ی 40 هستش که خدا قادر به خلقِ دوباره ی مرده هاست...

خداوند در هیچ جای این سوره و هیچ جای قرآن ادعای خلقِ به عین نکرده، بلکه هرجا صحبت از معادِ جسمانی و خلقِ دوباره هستش، خلقِ به مثل هست، یعنی ممکنه عینِ یک فرد دوباره خلق نشه اما مثلش خلق میشه...

اما اینکه ترتیبِ این سیاقِ آخر چرا بهم ریخته هستش، یعنی اول از عبث نبودنِ انسان گفته، بعد آفرینش بعد احیای مردگان، به این خاطرِ که بگه خداوند که قادرِ مطلق هستش که تو رو به صورتِ 5 خلقت، یعنی نطفه و بعد گوشتِ تکه تکه، بعد خونِ بسته شده، بعد سایز بندی و در آخر جنیستِ مشخص، بدونِ هیچ کاتالوگ و نقشه ای برای بارِ اول خلق کنه، آیا نمی تونه برای بارِ دوم تو رو با همون شکل و شمایل خلق کنه؟!!

چون با این صفات، خلقِ اول سخت تر و پیچیده تر از خلقِ دوم هستش...

پس خدایی که می تونه عالم رو دوباره هدف دار خلق کنه، پس چجوری انسان رو که قرارِ خدا با ابعادِ کوچیک یا همون خلیفه الله روی زمین بشه، بیهوده خلق کنه؟!

انسانی که قرارِ خداصفت بشه، با چه جراتی میگیم که میمونِ پیشرفته هستش؟!

یعنی خداوند کسی رو که قراره مثلِ خودش (نه عینِ خودش) بشه، به صورتِ یک میمونِ پیشرفته در میاره؟!!

و به این ترتیب خدا ردِ شبهه و به معنای دیگه درمانِ درد میکنه...

خداوند مثلِ انسانها که همدیگه رو فقط میخوان از طریقِ استدلال به راه بیارن نیست...

خداوند تو قرآن، انسان شناسی و روان شناسی کرده، یعنی در یک سوره اول با استدلال وارد شده، در یک سوره با قلب و دل و محبت، در یک سوره با ناز کشیدنِ پیامبرش، در یک سوره با نفرین، در یک سوره با انذار و هشدار و یا تبشیر...

پس خداوند کارش رو بلده که با هر بنده ای با هر طرزِ فکری چه جوری صحبت کنه...


و اما آخرین مطلب که بر میگرده به آیاتِ 16 تا 19 یعنی دسته ی چهارم که خطاب به پیامبر و معترضه هستش و جنبه ی اخلاقی داره تا اینکه مرتبط با معاد باشه!

خداوند به یک باره به پیغمبر میفرماید که در خوندنِ قرآن عجله نکن،چون جمع کردنِ قرآن با ماست، ما باید قرائت کنیم و بعد بر تو بیان کنیم...

در اینجا میخوام تفاوتِ تدبر رو با تفسیر روشن کنم:

در تفسیرِ المیزان، جنابِ علامه نوشتن که چون آیاتِ بعدی رو به سرعت، پیامبر خوندن، خدا میفرماید که عجله نکن، چون من استادِ توام، و تو نباید از استاد جلو بزنی...

اما در تدبر نکته ی دیگری مطرح هستش، اینکه پیغمبر چون در رسالتِ خودش یعنی ابلاغِ وحی، نمیخواسته دچارِ خطا و اشتباه بشه، آیاتِ اولِ سوره یعنی 1 تا 15 رو به قصدِ خوندن شروع میکنه، چونکه معاد ناباوری در جامعه غوغا میکرده، و پیامبر خوشحال از اینکه خداوند به این موضوع پرداخته، شروع به قرائت میکنن، و از اونجایی که خداوند هنوز درمان رو مطرح نکرده و فقط درد، یعنی معاد ناباوری رو گفته، به پیغمبر میگن که عجله نکن که ما هنوز درمانِ درد رو به تو نگفتیم...

اما استدلالِ جوابِ تدبری:

1- اگر حرفِ علامه درست باشه چرا خداوند به صورتِ وحیِ غیرِ قرآنی به پیامبر ابلاغ نکرده؟!

2- بحثِ سوره درباره ی معاد هستش و جایگاهی درباره ی اخلاق نداره، پس با حرفِ علامه منافات داره...

3- خداوند در آیه ی 17 به پیغمبر می فرماید جمعِ قرآن با ماست، پس هنوز سوره جمع نشده تا پیامبر اطلاع داشته باشه، بعد چطور میتونه کلِ سوره رو قرائت کنه و بعد خدا تذکر بده...

4- در عربی، ضمیر همیشه به مرجعی قبل از خودش نیاز داره، نه به بعدش، در آیه ی 16، علامه مرجعِ ضمیر رو به بعد برگردوندن، در حالیکه مرجع به قبل بر میگرده...

 

نکته: در دریای علم بودنِ علامه شکی نیست، ما قطره ای از دریای علمِ اون بزرگوار هم نیستیم، اما یه نکته وجود داره اونم اینکه در تدبر، تقلید جایز نیست و فقط باید تحقیق کرد...

کما اینکه تقلید فقط در فروعِ دین واجبِ و در اصول هم جایگاهی نداره، چه برسه به فهمِ قرآن که نه اصول هستش نه فروع...

حرف در این نیست که بخوایم نظرِ علامه رو رد کنیم، فقط نظراتِ تدبری بیان شد، و پذیرشِ این 4 مورد با تفکرِ شخصی حاصل میشه...!


 

سوته دلان نوشت:

"ویلٌ للمصلین"...

خدایا مارو در صفِ نماز گزارانِ واقعیت قرار بده...




«والسلام علی من التبع الهدی»


۹۴/۱۰/۱۶
سوته دلان

نظرات  (۲۱)

Excellent post sir. I am slowing building up my personal brand and developing some unique services. It’s been chilnengalg and I have a ways to go, but I feel that I’m on the right path.What I do know is that I have the skills and talent to provide unique services for my clients. I just have to package and market them correctly.
سلام سال نو مبارک
امیدوارم سال پر برکتی واستون باشه .همراه با ظهور امام زمان عج
پاسخ:
سلام و عرض ادب
 
سال نوی شما هم مبارک

همچنین برای شما و خونواده محترم... انشاءلله

یه روز یه باغبونی ، یه مرد آسمونی

نهالی کاشت میون باغچه مهربونی

می ‌گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری

این بوته یاس من می مونه یادگاری


هر روز غروب عطر یاس تو کوچه‌ها می‌پیچید

میون کوچه باغا ، بوی خدا می ‌پیچید

هر روز غروب عطر یاس تو کوچه‌ها می‌پیچید

میون کوچه باغا ، بوی خدا می ‌پیچید



اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه

دیدن که خوبی یاس ، باعث زشتیشونه

عابرای بی‌احساس پا گذاشتن روی یاس

ساقه‌هاشو شکستن آدمای ناسپاس



یاس جوون بر گ اون ، تکیه زدش به دیوار

خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار

یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت

پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه‌ای کاشت



هزار ساله کوچه‌ها پر میشه از عطر یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

هزار ساله کوچه‌ها پر میشه از عطر یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

پاسخ:
یکی از کارهای فوق العاده...

ممنون


صلوات در بین دعاها برای رفع خستگی و باز شدن نطق و راه افتادن است. هر وقت با خدای خود صحبت می کنی، اگر دیدی تعطیل شد و نتوانستی حرف بزنی صلوات بفرست.

صلوات راه را باز می کند. الحمدالله خدا به ماها خیلی لطف دارد و در ما دارد کار می کند، دستش توی کار است. اگر دیدی روزگار خوبی یا سرگذشت خوبی نداری، حالت عبادی نداری، نگران نباش. انسان درست نمی تواند ببیند، گاهی عوضی می بیند.

می گوید از بچگی وضعم بد بود، بدشانس بودم بگو: ولی خدایا تو بلدی، دست تو در آب و گل است، وضع مرا عوض کن.

در خانه خدا قرص و محکم باش. لطف و فضل خدا یک جای آن تلخ است و یک جای آن شیرین و یک جای دیگرش ترش است. وقتی سفره می اندازند ترشی هم در آن می گذارند. دستگاه خدا هم همین طور است.

آنجا که تلخ و شور است شما ترشی سر سفره حساب کن.

مرحوم اسماعیل دولابی
پاسخ:
خدایا وضع مرا عوض کن...

ممنون

۱۳ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۵۲ تبسّمِ عشق

سلام خواهرم

دلمان هوای نوشته هات رو کرده...

امیدوارم حالت خوب باشه سایه جان

بر قرار باشی

پاسخ:
سلام تبسم عزیز

شما لطف داری، انشاءلله به امید خدا می نویسم

سلامت باشی

سلام ..

بله درکش برای من حقیر هم سخته
پاسخ:
سلام 

خدا انشاءالله فهم مارو پررنگ کنه به نور قرآن...

۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۱۳ دختر حــَوا :)
سلام 
خیلی وقت بود که وبتون نیومده بودم :) برم بشینم پستاتونو بخونم.
این مدل پستا هم خیلی خوبن! ممنون.


پاسخ:
سلام 

شما لطف داری... :) 

زنده باشی و در پناه حق 


مرحوم آیت الله محمّدتقی بهجت :

ما دعای غیر مستجاب نداریم.

یا دعا دیرتر مستجاب میشود.

یا یک بلایی از انسان دور میشود.

یا بهتر از آن را  به او  میدهند.

یا روز قیامت او را می آورند،  میگویند: این همه ثواب برای تو.

میگوید: من که کاری نکردم که لایق این همه ثواب باشم.

میگویند: این ثواب ها برای این است که دعا کردی و به صلاحت نبود مستجاب بشود، بجایش الان جبران کردیم.

میگوید: ایکاش هیچ کدام از دعاهایم در دنیا برآورده نمی شد.


پاسخ:
کاش بفهمیم و به این درک برسیم که در خواست خدا اصرار نکنیم چه تو داشته ها چه نداشته ها...

ممنون بابت ذکر این مطلب...


 تو حضور مبهمِ پنجره ها

روبروم دیوارای آجریه

خورشیدِ روشن فردا مال تو

سهم من شبای خاکستریه

توی این دلواپسی های مدام

جز ترانه های زخمی چی دارم

وقتی حتی تو برام غریبه ای

سر رو شونه های بارون میذارم

اسم تو برای من مقدسه


تا نفس تو سینه پر پر می زنه


باورم کن که فقط باور تو


می تونه قفل قفس رو بشکنه


منم و یه آسمونِ بی دریغ


منم و یه کوره راه ناگزیر


ای ستاره ی شبای مشرقی

 
پر پرواز منو ازم نگیر


پاسخ:
ممنون، لطف کردین...

۲۰ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۴۷ ܓ✿ بنــده خــــدا ܓ✿
سلام بر شما ....

تو وبم ختم قرآن گذاشتم که به صورت یک هفته است ...

شاید خدا خواسته که بیام وبتون دعوتتون کنم ....

اگه خواستین به دعوت خدا لبیک بگین

و در این ختم پر برکت شرکت نمایین ...اگه خواستین اطلاع رسانی کنین

التماس دعا دارم از شما ..

یا علی مدد
۱۳ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۲۲ شــــ~ــــادی ❤‿❤
سلام دوستم خوبی؟
خیلی وقته نیستی... خیره ان شاءالله :)
ما به یادتیم... منتظر مطالب قشنگ و مفیدت هستیم...
در پناه حق باشی عزیز
پاسخ:
سلام شادی عزیز :)

آره فک کنم نزدیک ۱ ماهی میشه...!

یکم درگیر کار و زندگی شدیم...
انشاءالله در اسرع وقت می نویسم...
هرچند که دلتنگ دوستان خوبی مث شما و نوشته هاتون هستم... :)
غیبتم رو به حساب بی معرفتی نذارین... :)
انشاءالله خدمت می رسم...

محتاج دعای شما دوست خوب هستم
در پناه حق


درسته که یه عده معاد رو قبول ندارن، اما از روی جهل نیست بلکه از روی عناد هستش، بخاطرِ همین چون علم به معاد دارن، خداوند سوره رو با دلیل و منطق و استناد شروع نکرده، فقط ایراد و درد رو مطرح کرده تا به درمان برسه، یعنی در حقیقت خداوند مثلِ نقادانِ این دنیا نیست که فقط درد رو ببینه و به فکرِ درمان نباشه، بلافاصله بعد از درد، درمان رو مطرح میکنه...




سلام احسنت خیلی استفاده کردیم

اجرتون با اسمونی ها
پاسخ:
سلام 

زنده باشین...
ممنون از شما که وقت گذاشتین خوندین...

در پناه حق 

آمین
پاسخ:
آمین...

۲۲ دی ۹۴ ، ۱۳:۲۲ قرآن جیبی
سلام
وقت بخیر
خیلی به بلاگفاتون سر میزدم
نمیدونستم عوض کردید
تو نظرات دیدم
چند وقتی هست که تو تلگرام کانال قرآن جیبی رو راه انداختم
البته گاهی مطالبشو تو میهن بلاگ میذارم
لینک تلگرام
@quran_jibi
خوشحال میشم اگه تمایل داشتید عضو شید و نظراتتون رو بگید
پاسخ:
سلام 

به به چه عجب! :) 

وقت شمام بخیر...
خب خوبه، انشاءلله عضو میشم...

در پناه حق 

سلام عزیز
خیلی زیبا بود... استفاده کردم... خدا حفظتون کنه


پاسخ:
سلام یس جان 

نظر لطف شماست، ممنون...

در پناه حق 

خداحافظ شما :)
پاسخ:
ای بابا... :|

سلام
قران برای همه افراد مطلب داره بستگی به آدمش داره که چجور به طرفش برود.

خیلی نکته های عمیق و خوبی بود

خط شماره 2 رو هم تصحیح کنید منظورم اون شماره ا تا چهار هستش .

امیدوارم همیشه موفق باشید.
ان شاء الله

اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ:
سلام 

طبق اشاره مستقیم قرآن، قرآن شفاء للناس هستش...
یعنی دارو و درمان برای هر قشری با هر نژادی و با هر سلیقه ای، چون "ناس" عام هستش...
و به قول شما بستگی به آدمش داره که برای درمان مریضیش به سراغ درمان بره یا نه...

ممنون که وقت گذاشتین برای خوندنش...

+متوجه منظورتون از خط دوم نشدم، اگه منظور همون سیاق 1 تا 35 که درست نوشتم...
سیاق اول از آیه 1 تا 35...
به هرحال اگه بد متوجه شدم ممنون میشم توضیح بدین...

انشاءالله موفق باشین و عاقبت بخیر و در پناه حق 

سلام

اگر قرآن را همانطور که هست بخوانی بدون تفسیر من درآوردی مفیدتر است.
پاسخ:
سلام 

شما اگه متن رو کامل میخوندین متوجه میشدین که نوشتم تفسیر نیست و فقط ترجمه آیات به صورت دسته بندی شده س...

جسارتا عرض میکنم من در جایگاهی نیستم که تفسیر کنم و شمام در جایگاهی نیستین که ندونسته قضاوت کنین!

+ جالبه که میگین تفسیر من در آوردی نکنیم ولی خودتون میگین عصمت با طهارت فرق داره و آیه رو بر اساس نظر شخصی تفسیر کردین!!

+ در هیچ جای قرآن نیومده نماز رو با چه کیفیت و کمیتی بخونیم!
بعد چطور شما میفرمایین صرف خوندن قرآن کافیه!!
قرآن کتاب اعمال نیست جناب، کتاب اصلاح باورهاس!
مگر اینکه بگیم همه چی تعطیل شه تا ظهور امام زمان که این طرز تفکر با تفکر حجتیه هیچ فرقی نداره!


سلام علیکم خیلی عالی بود یه انتقاد کوچولو دارم شما که به این خوبی تفسیر میکنین خیلی معذرت میخوام از گفتن این حرف ها اما کاش یه کم متن رو کم بذارید تا اونیکه میاد همش رو بخونه خیلی عالی بود ممنونم جوابتون رو هم دادم ممنون ازتون در پناه حق 
پاسخ:
علیکم السلام 

من مفسر نیستم و اینا تدبر بود... :) 

این نظر لطف شماست و یه تشکر که با وجود طولانی بودن و قلم ضعیفم لطف میکنید میخونید...

انتقاد شمارو قبول دارم ولی چاره ای ندارم، چون اگه سوره یه جا گفته نشه بحث ابتر می مونه، بخاطر همین تا حد امکان سعی میکنم خلاصه بنویسم و سوره های کوچیک رو انتخاب کنم، اما با این حال بارم طولانی میشه، شما به بزرگواری خودتون ببخشید...

ممنون که اطلاع دادین... 
در پناه حق 

استفاده بردم:)
پاسخ:
خداروشکر... :) 

ممنون که وقت گذاشتین برای خوندنش...

مطالب خوبی دارید خوشم اومد واقعا مطالبی جالبی دارید. 
پاسخ:
لا اله اله الله... :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">