بخش اول:

چند وقت پیش تلویزیون یه مصاحبه ی تلویزیونی نشون داد در موردِ اشتغالِ زنان...

با جوونی داشتن مصاحبه میکردن...

بهش گفتن مجردی؟ گفت بله

گفتن نظرت در موردِ کارِ همسر چیه؟ گفت موافقم همسرم هم کار کنه، اینجوری بهتره!!

گفتن اگه درآمد داشته باشه به نظرت باید به تو هم کمک کنه؟ گفت نه همینکه از من خرجی نگیره کافیه!!

نمیدونم باید به حالِ این جوون که بویی از وظایفِ مردانگی در بسترِ اسلام به مشامش نخورده تاسف میخوردم یا صداو سیما که با افتخار این برنامه رو فرستاد رو آنتن اونم بدونِ هیچ ناظر و کارشناسی!!


بخش دوم:

از دختری میپرسن که دانشگاه چه رشته ای قبول شدی؟

با افتخار میگه رشته ای که فقط مردونه س!!

میگن مگه رشته ی تحصیلیت چیه؟

میگه "ریخته گری"...!!

اینجا هم نمیدونستم باید برای این دختر که بویی از حقوقِ زنانه در بسترِ اسلام به مشامش نرسیده تاسف بخورم یا برای نظامِ آموزشی که به دخترها در مدرسه برای اینکه وجهه پیدا کنن، بهشون میگن شما باید هم ترازِ با پسرا بشین تا بتونید در جامعه حرفی برای زدن داشته باشین!!


بگذریم...

به دوایِ دردِ این همه تاسف و لطیف شدنِ "جان" برسیم...

«و سیق الذین اتقوا ربهم الی الجنه زمرا، حتی اذا جاءوها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام علیکم طبتم فادخلوها خلدین»

و کسانیکه تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به بهشت کشانده می شوند، هنگامی که به آن می رسند درهای بهشت گشوده میشود و نگهبانان به آنان می گویند: سلام بر شما؛ گوارایتان باد، داخلِ پهشت شوید و جاودانه بمانید. / سوره زمر، آیه 73


سوته دلان نوشت:

تصویرِ قشنگی ست که در صحنه ی محشر / ما دورِ حسینیم و بهشت است که مات است


حسرت خوردن و مات بودنِ بهشت رو نسبت به شما دوستانِ خوب از خداوندِ منان خواستارم...


 

«والسلام علی من التبع الهدی»