شُعرا شناسی!!

«بسم الله الرحمن الرحیم»


این پست هیچ ارتباطی به جناب سعدی، حافظ، مولانا، باباطاهر، نیما، سهراب و ... نداره!


بلکه در موردِ تدبر سوره ی شُعرا هستش...

سوره شعرا در مورد پیامبران و قومِ هر پیامبری ایراد شده و توضیح میده که هر قوم چه خصلت و خویی داشتن و چه بلایی سرشون اومده!


سوره ی شعرا رو به علت طولانی بودنش نمیشه اینجا نوشت...

و فقط به موضوع هر سیاق اشاره می کنم:

 سیاق اول: ( آیه 1 تا 9 )

 به پیامبر اشاره میکنه که میخواد جونش رو از شدت اندوه و غصه از دست بده تا مردم ایمان بیارن، اما امکان پذیر نیست، چون خداوند هرچی نشانه و معجزه میاره، کفار انکار میکنن ولی به زودی عذابی رو دچار میشن که انکار پذیر نیست...

این سیاق با دو آیه تموم شده که در کل سوره، تکرارش رو شاهد هستیم:

«ان فی ذلک لایه و ما کان اکثرهم مومنین / و ان ربک لهو العزیز الرحیم»

این دو آیه 3 مطلب رو در بر داره، اول اینکه خدا از تمام نشانه هاش استفاده میکنه تا حجت رو تموم کنه ولی اکثر مردم مومن نیستن تا درک کنن!

دوم اینکه کلمه عزیز به معنی شکست ناپذیر هستش، یعنی خداوند نسبت به اونهایی که در حال توطئه هستن و ایمان نمیارن شکست ناپذیر هستش، و با توجه به اینکه در مورد پیامبر و پیروانش صحبت میکنه، نسبت به اونها رحیم و مهربان هستش...

(این دو آیه در پایان هر سیاق، نسبت به قوم کافر، و نسبت به پیامبر و مومنانش تکرار میشه)


نکته: رودر رویی با قومی کافر

دقیقا مثلِ وضع موجود که امام زمان برای ایمان آوردنِ ما، دور از جونشون، از غصه میخوان... (نعوذ بالله)


سیاق دوم: (آیه 10 تا 68)

مربوط به حضرت موسی هستش که داستان بنی اسرائیل و فرعون رو مطرح میکنه که بنی اسرائیل با بهانه هاشون، حضرت موسی رو اذیت می کردن و در نهایت حضرت موسی از دریا فرار کرد و قوم فرعون در آب غرق شدن... و در آخر با دو آیه ای که گفتم سیاق به پایان میرسه...


نکته: مردم فراموش کار نسبت به نشانه های الهی و نعمت ها، و عذر و بهانه های تو خالی

دقیقا مثلِ وضع موجود که نعمت های الهی دیده نمیشه و در عوض به دنبالِ سرابیم!


سیاق سوم: (آیه 69 تا 104)

مربوط به حضرت ابراهیم و داستانِ بت شکنی و مردمی که بر دینِ آبا و اجدادیشون پای بند هستن، و ذره ای به رسولشون اعتنا نمی کنن، و حضرت ابراهیم با مناظره ای خداوند رو مطرح میکنه و بت های اونها رو بی خاصیت می کنه!


نکته: مردمی که دینشون رو از پدر و مادر و اجدادشون میگیرن نه خدا و رسول و قرآن

دقیقاً مثلِ وضعِ موجود که بیشتر دین از اینترنت به دست میاد تا منبعِ اصلی!


سیاق چهارم: ( آیه 105 تا 121)

داستان حضرت نوح با قومی که لجوج بودند و بعد از 900 سال فقط 12 نفر ایمان آوردن، و حرفشون این بود که ما به دنبال رسولی نمی آییم که اطرافیانش همه اراذل و پست و بی ارزش هستن...

در آخر هم حضرت با پیروانش از طریق جنودِ الهی، از اون سرزمین رفتن و تمامِ زمین رو آب گرفت!

چون کافر بودند و نجاستِ کفر، فقط با آب پاک میشه!


نکته: دیوانه خواندن و پست شمردنِ پیامبر و مومنانش و منزوی کردنِ آنها...

دقیقاً مثلِ وضعِ موجود که محرومان رها و منزوی شدن و متمولان در عرصه ی فعالیت هستن!


سیاق پنجم: (آیه 123 تا 140)

داستان هود و قوم عاد، که این قوم بناها و قصرهایی رو میساختن که هیچ چیز بهشون اثر نمیکرد جز عذابِ خدا... در حالیکه سرشار از نعمت بودن و در این نعماتِ خودشون غرق بودن و در عدالت، حقِ همه رو زیرِ پا میذاشتن!


نکته: قومی که به گمونِ خودشون ابدی بودن و هیچ آخرتی رو برای کارشون متصور نبودن و فکر می کردن هیچوقت عذاب نمیشن!

دقیقاً مثلِ وضعِ موجود که عده ای با اختلاس و زد و بند، آخرتشون رو به کمترین بها دارن میفروشن!


سیاق ششم: (آیه 141 تا 159)

داستان صالح و قومِ ثمود به این صورت که قوم همیشه در عیش و نوش به سر می بردن و مستِ لایعقل بودن و به بدترین نحو، نشانه ی خدا رو از بین بردن!


نکته: این قوم به علت عیش و نوش، دچارِ رفاه زدگی شدن و تمامِ همّ و غمّشون، دو روزه ی دنیا بود!

دقیقاً مثلِ وضعِ موجود که مملکت بخاطرِ رفاهِ عده ای داره به یغما میره!

یکی با فوقِ لیسانس رو تاکسی کار میکنه و دیگری با فوقِ لیسانس، مظلومانه، جنسِ بی مصرفِ تجملاتی واردِ کشور میکنه!


سیاق هفتم: (آیه 160 تا 175)

داستان قوم لوط و ... (شرم از نوشتن دارم)

جالبِ توجه اینجاست که این قوم با سنگسار، عذاب میشن و چقدر خداوند زیبا این سیاق رو به اتمام رسونده!

چون در اینجا، بحثِ رفاه زدگی و مالِ مردم خوری نیست!! بلکه بحثِ نسل مطرح میشه!


نکته: قومی مفسد که تصمیم به آلوده کردنِ نسل های بعد داشتن!

دقیقاً مثلِ وضعِ موجود... چقدر 2030 با قرآنِ 1400 سالِ پیش همخونی داره!


سیاق هشتم: (آیه 176 تا 191)

داستان شعیب و قوم اَیکَه و اینکه این قوم برای به دست آوردنِ ثروتِ بیشتر، نسبت به مردم کم فروشی می کردن!


نکته: قومی که حق را به تمامه ادا نمی کردن و کم فروشی نسبت به مردم میکردن!

دقیقاً مثلِ وضعِ موجود که ثروت انحصاری شده و دستِ عده ای می چرخه و بقیه از نعماتِ الهی محروم شدن!


سیاق آخر: (آیه 192 تا 227)

این قرآن وحی منزل هستش و توصیفش در کتابهای پیشینیان هم اومده...

ماجرای عذاب، ایمان نیاوردن، نزول شیاطین بر دروغ گویان و ... در این سیاق مطرح شده و در آخر هم گفته شده:

«و انهم یقولون ما لا یفعلون / الا الذین امنوا و عملوا الصالحات...» / آیات 226 و 227

به گفته هاشون عمل نمی کنن مگر کسانی که ایمان آوردن و عملِ صالح انجام دادن...




سوته دلان نوشت:

سوره شعرا بسیار با وضعِ موجود شباهت داره...!!

از خوندنش دریغ نکنید... 




«والسلام علی من التبع الهدی»





۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۴۰ ۳ نظر
سوته دلان

اصلح تر!!

«بسم الله الرحمن الرحیم»

وقتی در کشوری زندگی می کنیم که عده ای از مردمانش با جود تحصیلات بالا، وقتی میخوان مشقِ سیاست کنن، به فردِ اصلح یا صالح تر، میگن اصلح تر!!!
 باید هم همین عده وقتی میان حرف بزنن، یکسره سیاه نمایی کنن!!

همین عده، همه جا جار میزنن که مملکتِ ما شده افغانستان و پاکستان ...

باز هم درود به شرفِ کارگرانِ افغان که کشورِ مارو اونا دارن آباد می کنن!!

چون عده ای از همون جوونهای کشورمون که دائما در حال سیاه نمایی هستن و میگن انتخاب رئیس جمهور بین بد و بدتر و یا حتی بدتر و بدترین هستش، غیر از پشتِ میز نشینی و ریاست جمهوری، کاری در شانِ خودشون نمی بینن...!!
یه گوشه نشستن و به گمونِ خودشون تحلیل گرِ سیاسی هستن و دائما از سیاستی حرف میزنن که کشورِ ما ونزوئلا میشه!!

تویی که فکر میکنی انتخاب بینِ بدتر و بدترین هست، پس چرا زمانی که صحبت از فردِ موردِ نظر میشه، میگی میخوان درختِ میوه ش رو به یغما ببرن و این شخص باید 4 سالِ دیگه بمونه تا درختش سیب و گلابی بده!!

اگر بد هستش، پس به چه حقی بهش رای میدی و حقِ میلیون ها ایرانی رو به جون میخری و اگر هم اصلح تر !!! هستش پس پای خوب بودنش بمون و از منطقت دفاع کن...

کشورمون بدونِ هیچ سیاه نمایی با تمامِ معایب و با تمامِ مشکلات مهندسی شده، اما هنوز خداروشکر رو پاس و چشم های زیادی رو به طرفش خیره کرده برای به یغما بردنش...

از جووناش، از ثروتش، از منابعش، از توان های مختلفش...

ایران یه کشورِ جوون و پر از درخواستِ معنویتِ...

پس بیخودی نیست که بخوان بهش چشم داشته باشن و معنویتی بدونِ خدا رو به مردمش تزریق کنن!!

پس لطفا رای بدین، به اصلح از نظر خودتون هم رای بدین و خواهشاً سیاه نمایی نکنید.




سوته دلان نوشت:

کشوری که برخی ازدواجاش سفید باشه، دانشگاهش از 7 دولت آزاد باشه، باید هم دروسِ دوران مدرسه ش، سندِ ننگینِ 2030 باشه!!
شاید هم به عکس، مدرسه ش که این باشه، ازدواجش هم رو به سفیدی میره!!
همین یک مورد کافی هستش برای ردِ صلاحیت یا اصلح تر نشدن!!




«والسلام علی من التبع الهدی»






۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۰۲ ۳ نظر
سوته دلان

شق القمر!!

«بسم الله الرحمن الرحیم»


نمیدونم حالا که بعد از مدت ها می خوام بنویسم، سیاسی باید بنویسم یا اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی، مذهبی یا ...

البته اقتصاد که وضعش خوبه و مردم بدون دغدغه و با نشاط و امید روز افزون، دارن به زندگی ادامه میدن!!

فرهنگ که خداروشکر روز به روز در حال ترویج و بهتر شدنِ حالش هست!!

اجتماعی هم که بدون هیچ آسیبی، داره پیش میره دیگه!! نه طلاقی، نه فقری، نه اعتیادی، نه بی خانمانی، نه علافی، نه هیزی!!

فقط کمی درگیرِ سیاست شدیم اونم برای انتخابِ فردِ اصلح...


بگذریم...

چند روز پیش برنامه ای رو در فضای مجازی دیدم که شاید شما هم دیده باشین!

در ارتباط با این موضوع که یکی از ائمه جمعه گفته بودن گناه، عذاب و بدبختی میاره!

یه شخصی هم اونِ ورِ آب، این سخن رو شنیده بود و به دنبالِ این بود که ثابت کنه دچارِ عذاب نمیشیم و اینها همه خرافاتِ...!!

به همین خاطر کمپینی راه انداخته بود که برهنگی رو به اوج رسونده بود!!

بعد از اون کمپین هم هیچ اتفاقی در اون کشور نیفتاد...


بعد از این موضوع یادِ یه چیزی افتادم!

یادِ خودمون!!

اینکه از فقر و فلاکت و گناه و بی گناهی و قضاوت نابه جا و نامساوی بودنِ حقوق خسته شدیم و هی میگیم پس چرا خدا عذاب نمیفرسته!!

پس چرا این خدا ساکت نشسته تا یه عده در فقر و بدبختی و بیچارگی و ظلم بمیرن!!

بعد خدا خیلی راحت یه جواب داده:

ای پیغمبرم، به مردم بگو؛ آسمون به زمین بیاد، زمین به آسمون بره، من دیگه معجزه نمیارم، سنگ از آسمون نمی باره، صاعقه نمی زنه، شق القمر نمیشه... معجزه ی من، همون قرآن هستش البته اگه چشمِ بصیرت داشته باشین و کفر نورزید. (آیات 89 تا 96 سوره اسراء / حتما این آیات رو بخونید بخونید، فوق العاده س)

یعنی یه جورایی عادتمون شده که همه چیو خراب کنیم بعد بگیم خدایا تو درستش کن...

یعنی مظلوم تر از خدا (نعوذ بالله) خودشه!!


همین دیگه...

و همچنان معتدم ما سرشار از امید و نشاطیم!!

و حالِ همه ی ما خوب است...

اما تو باور نکن!!



سوته دلان نوشت:

اعیاد شعبانیه مبارک...

مخصوصاً روزِ صاحبِ زمان...



«والسلام علی من التبع الهدی»




۱۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۹:۴۰ ۶ نظر
سوته دلان

حبابِ روی آب...

مدت ها قبل که ماجرای عربستان و اون اتفاقات کثیف و شهادت حجاج اتفاق افتاد، یه عده مثل همیشه روشن فکر، شروع کردن به داد و بیداد؛ که دولت چرا جلوی مردم رو نمی گیره...

هی پولمون رو تو جیبِ عربای سوسمار خور می ریزیم، حج رو تحریم و تعطیل کنید، از اول هم نباید میذاشتن مردم برن...

عرب ها؛ مردمِ ایران رو خوار و خفیف کردن، بی عزت و آبرو کردن...

خلاصه این جریان ادامه پیدا کرد تا اینکه حج تعطیل شد...

اما همون عده که مثل همیشه روشن فکرن!! بعد از جریانِ آمریکا و دستورِ ترامپ، مبنی بر لغوِ ورودِ ایرانی ها و مسلمون ها به آمریکا، لالِ مادرزاد شدن!!

همون عده، وقتی دستورِ منعِ ورود رو شنیدن، به هول افتادن که زودتر ایران رو ترک کنن!!

حتی اگر شده با خفت و خواری برن!!

با بی عزتی و بی آبرویی برن...

با وضعی برن که مردمِ جهان بفهمن که چقد مردمِ ایران، ولعِ آمریکا دارن!

بارها تا فرودگاه رفتن و عودت داده شدن، اما عینِ خیالشون نبود...

آخه خونِ آمریکا رنگی تره خب...


عربستان شد اه اه...

آمریکا شد به به...


ترامپ هم خوب مردِ سیّاسی هستش...

خوب تونست با این کارش، مردمِ ایران رو خوار و ذلیل و بی عزت و آبرو کنه!


همیشه میگن اونهایی که رفتن، مغزهایی هستن که فرار کردن و ایران رو کوچیک تر از سقف آرزوهاشون دیدن!

اما من میگم اونهایی که بی دلیل رفتن، ترسوهایی بودن که توان و تحمل سختی رو نداشتن و هم وطنای خودشون رو، تو سختی ها و مشکلات، رها کردن تا خودشون غرق در آسایش باشن...


اون هم آسایشی که بعید نیست حبابِ روی آب باشه...

اما کاش با این آسایش، آرامشِ فکری و قلبی هم همراه بود!


«ان الذین کفروا بالله و رسله و یریدون ان یفرقوا بین الله و رسله و یقولون نومن ببعض و نکفر ببعض و یریدون ان یتخذوا بین ذلک سبیلا»

کسانیکه خدا و پیامبران او را نکار می کنند، و می خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و می گویند به بعضی ایمان می آوریم و بعضی را انکار می کنیم، و می خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند. / سوره نساء، آیه 155



سوته دلان نوشت:

خوب و بدِ هرچیز و هرکس و هرجا رو در هم بپذیریم...



«والسلام علی من التبع الهدی»




۱۷ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۳۷ ۱۰ نظر
سوته دلان

یادِ من تو را فراموش...!!

ماجرای سربازانی که چندین وقت پیش دار فانی رو وداع گفتن یادم نمیره!!

و مردمانی که به طرزِ عجیب، به دفاع از سربازانِ مظلومِ مملکت، جو گرفتتشون که ای وای... سربازانِ مملکت در راهِ این کشور و نظام از دست رفتن و این مملکت حقشه که جهان سومی بمونه و ال و بل...


ماجرای شهادتِ نخبه ها که یکی یکی شهید شدن رو یادم نمیره و مردم جوگیری که گفتن این مملکت، لیاقتِ داشتنِ اینها رو نداره و باید از این مملکت برن و ...


ماجرای سقوط دو هواپیما با فاصله زمانیِ کم که یکی برای نظامیان بود و یکی برای اصحاب رسانه...

اون رو هم یادم نمیره که باز، یه عده از مردمِ جوگیر، ناله سر دادن که ای داد، ای فغان، که این مملکتِ جهان سومی یه هواپیمای درست و حسابی هم نداره...


ماجرای بم رو هم که عمراً فراموش کنم...

که باز هم یه عده از همون دست مردمِ جوگیر، ناله سر دادن که آزمایش هسته ای بود و نه زلزله، میراث تاریخیِ بم رو نابود کردن و ...

با این تفاوت که اون موقع سلفی و هشتگ و تیتر زدن های فضای مجازی وجود نداشت و یا اگر بود به ندرت بود...


در همه ی اینها همیشه پای یک آتش نشان در میون بوده...

و حالا جریان رسید به جایی که آتش نشان ها گرفتار شدن...


همون مردمِ جو گیر، دسته گل های آنچنانی تقدیم کردن، شمع روشن کردن، کرور کرور خون دادن، فریادشون سقف فلک رو شکافت که گفتن لعنت به تو ای آوار... این لباس ها ضد حریق بود نه ضد آوار...


به زمین و زمان، سبّ کردن...

غافل از اینکه خدایی که عمر داده، پیمونه ی عمرِ اون عزیزان رو پر کرد و به لقاء خودش برد...

و فقط می تونیم غم داشته باشیم بخاطر نوعِ مرگ نه خودِ مرگ...

اونها بارِ دنیا و آخرتشون رو بستن و ما هنوز اندر خَمِ یک کوچه ایم...


فقط کاش همه ی این موارد که مثلِ زهر، تلخ هستن، به ورطه ی فراموشی سپرده نشن و اینکه ما مردم و مسئولین، از روی جو، دو روز یا دو ماه به یادشون باشیم و هرکس به طریقی به دنبالِ لایک گرفتن باشه...!!


یکی با سلفی گرفتن...

یکی با گل دادن...

یکی با خون دادن...

یکی با وام دادن...

یکی با کار دادن...

یکی با ...


به قولِ شهید آوینی: در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نشود...

آتش نشانی که آرزوی مدافعِ حرم شدن داشت، به مرادش رسید...

از خدا هرچی طلب کنیم به همون می رسیم...

فقط راه متفاوته... مقصد مشخصه...



سوته دلان نوشت:

در خاطرم می مانید...

اجرِ تک تکِ شما عزیزان با خدایی که «عطاً غیرَ منقوص» است...




«والسلام علی من التبع الهدی»





۰۴ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۰ ۶ نظر
سوته دلان

سوره ازدواج!!

کل قرآن رو هم که بگردین سوره ای به نام تیترِ این پست پیدا نمی کنید!

اما نوشتنش بی دلیل نیست!


این پست متعلق به تدبر سوره طلاق هستش، سوره ای که اسماً طلاق ولی باطناً ازدواج هست... :)

خطابِ این سوره از اول تا آخر به مردان هستش!

عذر بابتِ طولانی بودنِ پست...

توصیه اول: اینکه با قرآن، آیات رو دنبال کنید...

توصیه دوم: این سوره درباره طلاق رِجعی هستش و لطفا با فقه و طلاق های دیگه به هیچ وجه مقایسه نکنید!


«بسم الله الرحمن الرحیم»


این سوره از دو سیاق یا دو پاراگراف تشکیل شده...

سیاق اول: آیات 1 الی 7

سیاق دوم: آیات 8 الی 12


همونطور که قبلاً گفته بودم، سیاق ها یعنی ارتباطِ معنایی...

یعنی یک سیاق (شامل هرچند تا آیه)، یک معنای واحد رو می رسونه و سیاقِ بعدی، معنای واحدِ دیگه ای رو...

اما در انتها با آیاتِ ربطی، سیاق ها معنای واحد پیدا می کنن و خداوند در هر سوره یک فضای کلی رو به بشر نشون میده که یک نتیجه گیری یا سیرِ هدایتیِ واحد از اون سوره به دست میاد...

اما سوره:

در زبان عربی، هر جمله ای که با ندا (کلمات یا ایها / یا ایتها) شروع میشه یک فعلِ ندا هم داره.

آیه اول سوره طلاق با ندا شروع شده که ای پیامبر...

آیه خطاب به پیامبر هست، اما فعل بعدی جمع هست، پس کلمه طلقتم به پیامبر مربوط نمیشه و باید دنبال فعل مفرد در آیه گشت، پس فعلا خطاب به پیامبر کنار گذاشته میشه تا فعل ندا در آیه پیدا بشه...


آیه 1:

«اذا طلقتم النسا فطلقوهن لعده و احصوا العده»

(خطاب به مومنان) هنگامی که خواستید زنانِ خود را طلاق بدین، زمانِ عِدّه اونها رو نگه دارین و زمانش رو در نظر بگیرید.

«لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یاتین بفحشه مبینه»

به هیچ وجه زنانتون رو از خونه تون بیرون نکنید و زنان هم از خونه خارج نشن که خروجشون جز یک فاحشه ی آشکار نیست. (فاحشه رو با معنای عام و عرفیِ جامعه در نظر نگیرید، خروجِ زن از خانه در دوره طلاق رجعی، به تنهایی فاحشه به معنای بدی حساب میشه نه معنای دیگه ای)

«و تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه»

این حد و مرزی هستش که خدا برای شما تعیین کرده، پس از این حدود تجاوز نکنید که در غیر این صورت به خودتون ظلم کردین.

«لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امرا»

فعل خطاب به پیامبر و اصطلاحاً فعل ندایی، پیدا شد!!

(با توجه به اول آیه و آخر آیه) ای پیامبر، تو نمی دانی که این امر (امر به معنای طلاق، از آیه 1 به بعد، هرجا کلمه امر آمد، اشاره به طلاق است) چگونه پیش میره! شاید خداوند بعد از این امرِ جدیدی رو پیشِ رو قرار بده.


آیات 2 و 3:

«فاذا بلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف او فارقوهن بمعروف و اشهدوا ذوی عدل منکم و اقیموا شهاده لله»

هنگامی که عده زنان به پایان رسید، (بر اساس تمایل) یا آنها را به طرز شایسته و نیک، پیشِ خودتان نگه دارین و یا با نیکی و شایستگی، از اونها جدا بشید، و در زمانِ جدایی، دو شاهد برای خودتون بگیرید و این شهادت دادن رو برای خدا انجام بدین.

«ذلکم یوعظ به من کان یومن بالله والیوم الاخر و من یتق الله یجعل له مخرجا»

این چیزی است که به مومنان به خدا و آخرت پند داده میشه و هرکه به این پند عمل کنه و در راستای طلاق، امورِ الهی (تقوا) رو رعایت کنه، خداوند براش راهِ نجات قرار میده.

«و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه»

بدین ترتیب خداوند، از اونجایی که انسان گمان نمیکنه، روزیش رو می رسونه و توکل کردن بر خدا برای او کافی هستش.

«ان الله بالغ امره، قد جعل الله لکل شی قدرا»

خداوند مرحلهِ طلاق رو به بلوغ و کمالِ خودش میرسونه و بدین ترتیب برای هرچیزی اندازه و ظرفیتی قرار داده.


آیه 4:

«والی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثه اشهر والئی لم یحضن و اولت الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن»

و آن گروه از زنانی که مایوس از حیض هستند، اگر از بارداری آنها شک دارید، برای طلاق، 3 ماه عده آنان است، و زنی که هیچوقت حیض ندیده، عده او تا زمانی هستش که وضع حمل کنه.

«و من یتق الله یجعل له من امره یسرا»

و هرکس در این مورد حدود خدا رو رعایت کنه، خدا هم امور رو براش آسان می کنه.


آیه 5:

«ذلک امرالله انزله الیکم و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا»

این نوع طلاق دستور خداست که به شما فرمان داده، و هرکس در این مورد، حدود رو رعایت کنه، خداوند هم گناهانش رو می بخشه و پاداشی بزرگ بهش میده.


نکته: تا آیه 5 این نتیجه بدست میاد که نه تنها در جامعه ی اسلامی زندگی نمی کنیم بلکه در یک جامعه ی بیماریم.

به این خاطر که موقعِ طلاق، بدترین رفتار بینِ دو نفر صورت می گیره.

در زمانِ طلاق، کسی نباید برای همیشه خونه رو ترک کنه.

هردو باید زیرِ یک سقف زندگی کنن، ولی در عرفِ جامعه، هرکسی به خونه پدر و مادرش میره.

در زمانِ ازدواج، نیازی به شاهد نیست، اما برای طلاق واجب هستش، همه برای ازدواج شاهد میگیرن، ولی برای طلاق، بقال سر کوچه رو...!!

علتِ شاهدِ زمانِ طلاق به این خاطر هست، که دو نفر عادل از هر دو طرف، که شاهدِ تلاشِ دو نفر برای رسیدن به هم و تشکیلِ زندگی بودن، شهادت بدن تا بلکم طلاق صورت نگیره اما امان از این جامعه ی بیمار...!!


آیه 6:

«اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم و لا تضاروهن لتضیغوا علیهن»

زنانِ مطلقه (رجعی) خودتون رو باید هرجا هستین و وسعتون هست نگه دارین و آنها رو اذیت نکنید تا بخاطرِ سختی در تنگنا قرار بگیرن (و مجبور به ترکِ از خانه بشن)

«و ان کن اولات حمل فانفقوا علیهن حتی یضعن حملهن، فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن واتمروا بینکم بمعروف و ان تعاسرتم فسترضع له اخری»

و اگر زنان شما باردار هستن، نفقه اونها رو تا زمان وضع حمل به تمام و کمال بپردازین و اگر فرزند شما رو شیر میدن، اجرت اونها رو بهشون بدین و به طورِ شایسته درباره شیر دادنِ فرزند با زنانتون مشورت کنید، و اگر به توافق نرسیدید، زنِ دیگری به بچه تون شیر بده.


«آیه 7»

«لینفق ذو سعه من سعه و من قدر علیه رزقه فلینفق مما اتئه الله، لا یکلف الله نفسا الا ما اتئها، سیجعل الله بعد عسر یسرا»

آنان که وسعت روزی دارند باید بر اساسِ اموالِ خود، به زن و فرزند انفاق کنند و اگر دستِ آنها تنگ است، از همان روزی ای که خدا به آنها داده انفاق کنند، خداوند هیچکس را جز به مقدار تواناییش تکلیف نمی دهد، که خداوند بعد از هر سختی، آسانی قرار می دهد.


نکته: تا اینجا، یعتی آیه 7، سیاق اول سوره طلاق (یا ازدواج) تموم شد...

خداوند از این جهت این شرایط رو قرار داده، تا مردی که با همسرش، زیرِ یک سقف زندگی می کنه، با رعایتِ شرایطِ سوره طلاق، بنیانِ خونواده شون حفظ بشه.

در طلاقِ رجعی، با توجه به شرایط، تا قبل از اتمامِ عده، زن و مرد، حتی اگر به هم لبخند بزنن و یا دستِ هم رو بگیرن، به هم حلال میشن! :)

چطور یک مرد با وجودِ رعایتِ شرعی، زیرِ یک سقف با یک زن، زندگی کنه، تمامِ مخارجش رو به بهترین نحوِ احسن بپردازه، و از وجودِ همسرش، هیچ بهره ای نبره! :)

خداوند هیچ چیز رو بی حکمت نیافریده و قانون مند نکرده!

حفظِ بنیانِ خونواده، اون هم تو روزهایی که از هر 5 زن و مرد، 3 تا زوج به طلاق میرسن، کم هنری نیست...

اطلاع رسانی کنید شاید یک طلاق کمتر بشه!




سوته دلان نوشت:

خیلی تلخ است که همسرِ یک نفر، قاتلش باشد، اما دم از قاتل بودنِ او نزند!!

امام حسن هنوز هم غریب است...!!

تسلیت بابت شهادت غریب مدینه؛ امام حسن مجتبی (ع)




«والسلام علی من التبع الهدی»





۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۹ ۱۴ نظر
سوته دلان

داعش هم محترم است!!

نمیدونم چه کسی برای بارِ اول گفت که نظرِ هرکسی محترمه!


با این حساب باید بگیم داعشی ها هم که شیعه کشی می کنن، نظرشون محترمه!

یا آلِ سعود که بنابر خصومتِ شخصی، مردم رو از حج محروم می کنن نظرشون محترمه!

یا کسیکه بیت المال رو به راحتیِ آب خوردن، حیف و میل میکنه، نظرش محترمه!

یا کسیکه حق الناس رو زیرِ پاهاش له میکنه، نظرش محترمه!

...


با این طرزِ فکر که هرکسی نظرش محترمه، سنگ رو سنگ بند نمیشه!

کسی منکرِ این نیست که بر اساسِ روایت، به تعداد نفوس، راه برای رسیدن به خدا هست...

اما خودِ خداوند هم فرموده: «ان الدین عند الله الاسلام»


یعنی خوردن، خوابیدن، درس خوندن، کار کردن، فکر کردن،... باید تسلیمِ خداوند باشه.

تسلیمِ خداوند بودن با هرکی نظرش محترمه، سنخیتی با هم ندارن...


گفتگوی ادیان به چه معنی هستش؟!

مگر نه اینکه ادیان در راستای هم هستن و دینِ مقبولِ خدا تسلیم بودن و اسلام است...

پس چرا میگیم هرکسی عقیده ش محترمه؟!!

کسی منکرِ این نیست که آدم ها میتونن در راستای تسلیم بودن در برابرِ خداوند و در راستای انسانیتشون هرجور که مایل هستن زندگی کنن تا وقتی که حقِ هم رو رعایت کنن، اما هرچی که خلافِ این باشه، میشه «اولئک کاالانعام بل هم اضل»...

و آخرشم میشه همون نظر داعشی ها هم محترم است...




«والسلام علی من التبع الهدی»





۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۳:۵۶ ۹ نظر
سوته دلان

آزادی... یک نفر!!

وقتی صحبت از آزادی میشه، هرکسی فکر میکنه الان دیگه اروپا و آمریکا مهدِ آزادی ان و اونجا هرکی به هر طریقی که دلش میخواد، میتونه زندگی کنه!

وقتی تو کشورِ ما صحبت از آزادی میشه، با ولنگاری اشتباه گرفته میشه!

وقتی صحبت از آزادی میشه، تو اولین چیزی که به ذهنِ خیلیا میرسه، اینه که زن ها باید به اجبار پوشش داشته باشن و این آزادی نیست!

تازه نمیگم حجاب، میگم پوشش...

چون از پوشش تا حجاب، تفاوت از زمین تا آسمان است...


اما حالا بیا مصادیقِ آزادی رو برای مردم بشمار... اصلا متوجه نمیشن که چی میگی!

بهشون بگو: آزادی یعنی تا وقتی تو آزادی؛ که آزادی دیگری، مقید و محدود نشه!

آزادی یعنی اینکه به همون اندازه که صدای موسیقی با درجه ی بلند در اماکنِ عمومی، آزار دهنده س، صدای مداحی هم برای عده ای (علی الخصوص با توجه به زمانِ پیشِ رو) آزار دهنده س!

بهشون بگو: دودِ موادِ آلاینده ی هوا، آزادیِ منو سلب میکنه!

بهشون بگو: آشغالی که تو روی زمین میندازی، آزادیِ منو سلب میکنه!

بهشون بگو: نگاهِ آلوده، آزادی منو سلب میکنه!

بهشون بگو: گناهِ علنیِ تو، آزادیِ منو سلب میکنه!

یا حتی بهشون بگو...

اصلا ولش کن...

هرچی که بگی، باز هم آزادی رو فقط تو برداشتنِ یه تیکه پارچه میدونن که رو سرِ زن ها بند شده، که اون هم به یمنِ بی تفاوتی ها، داره برداشته میشه!


به همین خاطر، دنبالِ یه وسیله ام که منو تا آزادیِ واقعی، به مقصد برسونه!

مسافر نبود؟!



سوته دلان نوشت:

خدایا درسته ما چشم انتظاریِ واقعی رو بلد نیستیم ولی لطفاً مسافرِ مارو به مقصدش برسون تا بلکم، ما به آزادی به معنای واقعی برسیم!




«والسلام علی من التبع الهدی»





۰۵ مهر ۹۵ ، ۱۱:۱۶ ۴ نظر
سوته دلان

سنگ اندازی!!

یه نادون سنگی رو میندازه در چاه که هزار تا عاقل نمی تونن درش بیارن!!!

درست در همون موقعی که ایران می تونست مدعیِ حقوقِ کشته های منا باشه، یه عده جاهلِ افراطی، حمله کردن به سفارت عربستان و سکه چرخید...
یعنی سرِ بزنگاه، عربستان شد طلبکار و ما شدیم بدهکار...

و این اتفاق تمومی نداره...

یعنی درست در همون لحظه که یه عده، مخالفتشون رو با لباس های مد شده توسط هنرمندان در جشنِ حافظ نشون دادن، و این ماجرا داشت همه گیر می شد که ای دل غافل، فرهنگِ این مملکت داره به یغما میره و به فرض شخصی دین و ایمون نداره، حیا و غیرت که داره، سکه چرخید!

یعنی سرِ بزنگاه، یه عده جاهلِ افراطی، بدونِ فکر گفتن هنرمندان اِل و بِل هستن...
و نتیجه این شد که دوباره عده ای طلبکار، شدن بدهکار و با بدترین نوعِ ممکن تحقیر و تمسخر شدن...

الکی نیست که امیرالمومنین فرمودن: دو تن هلاک گردن، دوستی که از حد گذراند و دشمنی که غلو و افراط کرد.

و باز هم بی راه نبود که خداوند فرمود: «و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهدا علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا...» و ما بدینسان شما را امتی معتدل و میانه رو قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید، چنانکه رسول (با رفتارهای معتدل) بر شما گواه است. / آیه 143، سوره بقره 


و گزاف نگفت شیخ محمود شبستری که: 

اصول خُلق نیک آمد عدالت        پس از وی حکمت و عفت، شجاعت

که بعد از عدالت هستش که دریچه های حکمت، منشِ عفت، و خلقِ شجاعت حاصل میشه...


سوته دلان نوشت:

جهل و افراط اگر راه گشا بود که قاتلِ امیرالمونین رو به عرش می برد نه فرش!!!




«والسلام علی من التبع الهدی»





۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۱۹ ۸ نظر
سوته دلان

مرگِ بی عنوان!!

«یا سامع الشکایا»

فرموده: اگر همسایه ت سرِ گرسنه به زمین بذاره مسلمان نیستی...
فرموده: مسلمان باید بره بمیره اگه به زنِ یهودی تعرض بشه...

حالا تو فلسطین، یمن، سوریه، میانمار، کشمیر، ترکیه که مسلمانن و یا فرانسه که حتی یهودی هستن... «آدم» کشته می شه!
بعد ما همچنان زنده ایم!
و همچنان به دنبالِ تورِ ارزان قیمت برای رفتن به آنتالیا...!

بعد همه مون فی الفور قضایای کشورها رو تحلیل می کنیم که الِ و بلِ...

و با غرور و افتخار میگیم همه جا در کشورهای اطراف و دورتر، بخاطرِ نا امنی، مردم دارن می ترکن ولی کشورِ ما بخاطرِ غیور مردان در امنیتِ...

بله کسی از این نکته نباید غافل بشه که دارن از مرز و بومِ این کشور غیورانه دفاع می کنن، اما بی تفاوتی نسبت به مرگِ «آدم» ها با خوشحالی نسبت به آرامشِ نسبیِ کشورمون چجوری واقعاً قابلِ هضمِ؟!

چطور میشه که نعره می زنیم «عجل لولیک الفرج»...!!
چجوری میشه که هنوز زنده ایم؟!
چجوری میشه که انقد راحت مرگِ «آدم» هارو تحلیل می کنیم؟!

همه این روزا از کودتای ترکیه تا ترور فرانسه حرف میزنن، مطلب می نویسن، کاریکاتور میکشن، هشتک میزارن، تحلیل میکنن، از جعلی بودنِ قضایا میگن،...

منم یکی از اونها...!
اما شب همه سرمون رو میذاریم رو بالش و میخوابیم...!
و کشورهای همسایه ی دور و نزدیک همچنان با عناوینِ مختلف «آدم» می کشن!
می ترسم روزی برسه که برای کشتنِ «آدم» ها، عنوانی وجود نداشته باشه!!


سوته دلان نوشت:
الکی نیست که خدا از دست همه ی ما به ستوه اومده باشه و بگه مرگ بر این انسان بخاطرِ کفرانش... «قتل الانسان ما اکفره» / سوره عبس، آیه 17



«والسلام علی من التبع الهدی»





۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۲۰ ۸ نظر
سوته دلان