حبابِ روی آب...

مدت ها قبل که ماجرای عربستان و اون اتفاقات کثیف و شهادت حجاج اتفاق افتاد، یه عده مثل همیشه روشن فکر، شروع کردن به داد و بیداد؛ که دولت چرا جلوی مردم رو نمی گیره...

هی پولمون رو تو جیبِ عربای سوسمار خور می ریزیم، حج رو تحریم و تعطیل کنید، از اول هم نباید میذاشتن مردم برن...

عرب ها؛ مردمِ ایران رو خوار و خفیف کردن، بی عزت و آبرو کردن...

خلاصه این جریان ادامه پیدا کرد تا اینکه حج تعطیل شد...

اما همون عده که مثل همیشه روشن فکرن!! بعد از جریانِ آمریکا و دستورِ ترامپ، مبنی بر لغوِ ورودِ ایرانی ها و مسلمون ها به آمریکا، لالِ مادرزاد شدن!!

همون عده، وقتی دستورِ منعِ ورود رو شنیدن، به هول افتادن که زودتر ایران رو ترک کنن!!

حتی اگر شده با خفت و خواری برن!!

با بی عزتی و بی آبرویی برن...

با وضعی برن که مردمِ جهان بفهمن که چقد مردمِ ایران، ولعِ آمریکا دارن!

بارها تا فرودگاه رفتن و عودت داده شدن، اما عینِ خیالشون نبود...

آخه خونِ آمریکا رنگی تره خب...


عربستان شد اه اه...

آمریکا شد به به...


ترامپ هم خوب مردِ سیّاسی هستش...

خوب تونست با این کارش، مردمِ ایران رو خوار و ذلیل و بی عزت و آبرو کنه!


همیشه میگن اونهایی که رفتن، مغزهایی هستن که فرار کردن و ایران رو کوچیک تر از سقف آرزوهاشون دیدن!

اما من میگم اونهایی که بی دلیل رفتن، ترسوهایی بودن که توان و تحمل سختی رو نداشتن و هم وطنای خودشون رو، تو سختی ها و مشکلات، رها کردن تا خودشون غرق در آسایش باشن...


اون هم آسایشی که بعید نیست حبابِ روی آب باشه...

اما کاش با این آسایش، آرامشِ فکری و قلبی هم همراه بود!


«ان الذین کفروا بالله و رسله و یریدون ان یفرقوا بین الله و رسله و یقولون نومن ببعض و نکفر ببعض و یریدون ان یتخذوا بین ذلک سبیلا»

کسانیکه خدا و پیامبران او را نکار می کنند، و می خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و می گویند به بعضی ایمان می آوریم و بعضی را انکار می کنیم، و می خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند. / سوره نساء، آیه 155



سوته دلان نوشت:

خوب و بدِ هرچیز و هرکس و هرجا رو در هم بپذیریم...



«والسلام علی من التبع الهدی»




۱۷ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۳۷ ۴ نظر
سوته دلان

یادِ من تو را فراموش...!!

ماجرای سربازانی که چندین وقت پیش دار فانی رو وداع گفتن یادم نمیره!!

و مردمانی که به طرزِ عجیب، به دفاع از سربازانِ مظلومِ مملکت، جو گرفتتشون که ای وای... سربازانِ مملکت در راهِ این کشور و نظام از دست رفتن و این مملکت حقشه که جهان سومی بمونه و ال و بل...


ماجرای شهادتِ نخبه ها که یکی یکی شهید شدن رو یادم نمیره و مردم جوگیری که گفتن این مملکت، لیاقتِ داشتنِ اینها رو نداره و باید از این مملکت برن و ...


ماجرای سقوط دو هواپیما با فاصله زمانیِ کم که یکی برای نظامیان بود و یکی برای اصحاب رسانه...

اون رو هم یادم نمیره که باز، یه عده از مردمِ جوگیر، ناله سر دادن که ای داد، ای فغان، که این مملکتِ جهان سومی یه هواپیمای درست و حسابی هم نداره...


ماجرای بم رو هم که عمراً فراموش کنم...

که باز هم یه عده از همون دست مردمِ جوگیر، ناله سر دادن که آزمایش هسته ای بود و نه زلزله، میراث تاریخیِ بم رو نابود کردن و ...

با این تفاوت که اون موقع سلفی و هشتگ و تیتر زدن های فضای مجازی وجود نداشت و یا اگر بود به ندرت بود...


در همه ی اینها همیشه پای یک آتش نشان در میون بوده...

و حالا جریان رسید به جایی که آتش نشان ها گرفتار شدن...


همون مردمِ جو گیر، دسته گل های آنچنانی تقدیم کردن، شمع روشن کردن، کرور کرور خون دادن، فریادشون سقف فلک رو شکافت که گفتن لعنت به تو ای آوار... این لباس ها ضد حریق بود نه ضد آوار...


به زمین و زمان، سبّ کردن...

غافل از اینکه خدایی که عمر داده، پیمونه ی عمرِ اون عزیزان رو پر کرد و به لقاء خودش برد...

و فقط می تونیم غم داشته باشیم بخاطر نوعِ مرگ نه خودِ مرگ...

اونها بارِ دنیا و آخرتشون رو بستن و ما هنوز اندر خَمِ یک کوچه ایم...


فقط کاش همه ی این موارد که مثلِ زهر، تلخ هستن، به ورطه ی فراموشی سپرده نشن و اینکه ما مردم و مسئولین، از روی جو، دو روز یا دو ماه به یادشون باشیم و هرکس به طریقی به دنبالِ لایک گرفتن باشه...!!


یکی با سلفی گرفتن...

یکی با گل دادن...

یکی با خون دادن...

یکی با وام دادن...

یکی با کار دادن...

یکی با ...


به قولِ شهید آوینی: در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نشود...

آتش نشانی که آرزوی مدافعِ حرم شدن داشت، به مرادش رسید...

از خدا هرچی طلب کنیم به همون می رسیم...

فقط راه متفاوته... مقصد مشخصه...



سوته دلان نوشت:

در خاطرم می مانید...

اجرِ تک تکِ شما عزیزان با خدایی که «عطاً غیرَ منقوص» است...




«والسلام علی من التبع الهدی»





۰۴ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۰ ۶ نظر
سوته دلان

سوره ازدواج!!

کل قرآن رو هم که بگردین سوره ای به نام تیترِ این پست پیدا نمی کنید!

اما نوشتنش بی دلیل نیست!


این پست متعلق به تدبر سوره طلاق هستش، سوره ای که اسماً طلاق ولی باطناً ازدواج هست... :)

خطابِ این سوره از اول تا آخر به مردان هستش!

عذر بابتِ طولانی بودنِ پست...

توصیه اول: اینکه با قرآن، آیات رو دنبال کنید...

توصیه دوم: این سوره درباره طلاق رِجعی هستش و لطفا با فقه و طلاق های دیگه به هیچ وجه مقایسه نکنید!


«بسم الله الرحمن الرحیم»


این سوره از دو سیاق یا دو پاراگراف تشکیل شده...

سیاق اول: آیات 1 الی 7

سیاق دوم: آیات 8 الی 12


همونطور که قبلاً گفته بودم، سیاق ها یعنی ارتباطِ معنایی...

یعنی یک سیاق (شامل هرچند تا آیه)، یک معنای واحد رو می رسونه و سیاقِ بعدی، معنای واحدِ دیگه ای رو...

اما در انتها با آیاتِ ربطی، سیاق ها معنای واحد پیدا می کنن و خداوند در هر سوره یک فضای کلی رو به بشر نشون میده که یک نتیجه گیری یا سیرِ هدایتیِ واحد از اون سوره به دست میاد...

اما سوره:

در زبان عربی، هر جمله ای که با ندا (کلمات یا ایها / یا ایتها) شروع میشه یک فعلِ ندا هم داره.

آیه اول سوره طلاق با ندا شروع شده که ای پیامبر...

آیه خطاب به پیامبر هست، اما فعل بعدی جمع هست، پس کلمه طلقتم به پیامبر مربوط نمیشه و باید دنبال فعل مفرد در آیه گشت، پس فعلا خطاب به پیامبر کنار گذاشته میشه تا فعل ندا در آیه پیدا بشه...


آیه 1:

«اذا طلقتم النسا فطلقوهن لعده و احصوا العده»

(خطاب به مومنان) هنگامی که خواستید زنانِ خود را طلاق بدین، زمانِ عِدّه اونها رو نگه دارین و زمانش رو در نظر بگیرید.

«لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یاتین بفحشه مبینه»

به هیچ وجه زنانتون رو از خونه تون بیرون نکنید و زنان هم از خونه خارج نشن که خروجشون جز یک فاحشه ی آشکار نیست. (فاحشه رو با معنای عام و عرفیِ جامعه در نظر نگیرید، خروجِ زن از خانه در دوره طلاق رجعی، به تنهایی فاحشه به معنای بدی حساب میشه نه معنای دیگه ای)

«و تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه»

این حد و مرزی هستش که خدا برای شما تعیین کرده، پس از این حدود تجاوز نکنید که در غیر این صورت به خودتون ظلم کردین.

«لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امرا»

فعل خطاب به پیامبر و اصطلاحاً فعل ندایی، پیدا شد!!

(با توجه به اول آیه و آخر آیه) ای پیامبر، تو نمی دانی که این امر (امر به معنای طلاق، از آیه 1 به بعد، هرجا کلمه امر آمد، اشاره به طلاق است) چگونه پیش میره! شاید خداوند بعد از این امرِ جدیدی رو پیشِ رو قرار بده.


آیات 2 و 3:

«فاذا بلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف او فارقوهن بمعروف و اشهدوا ذوی عدل منکم و اقیموا شهاده لله»

هنگامی که عده زنان به پایان رسید، (بر اساس تمایل) یا آنها را به طرز شایسته و نیک، پیشِ خودتان نگه دارین و یا با نیکی و شایستگی، از اونها جدا بشید، و در زمانِ جدایی، دو شاهد برای خودتون بگیرید و این شهادت دادن رو برای خدا انجام بدین.

«ذلکم یوعظ به من کان یومن بالله والیوم الاخر و من یتق الله یجعل له مخرجا»

این چیزی است که به مومنان به خدا و آخرت پند داده میشه و هرکه به این پند عمل کنه و در راستای طلاق، امورِ الهی (تقوا) رو رعایت کنه، خداوند براش راهِ نجات قرار میده.

«و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه»

بدین ترتیب خداوند، از اونجایی که انسان گمان نمیکنه، روزیش رو می رسونه و توکل کردن بر خدا برای او کافی هستش.

«ان الله بالغ امره، قد جعل الله لکل شی قدرا»

خداوند مرحلهِ طلاق رو به بلوغ و کمالِ خودش میرسونه و بدین ترتیب برای هرچیزی اندازه و ظرفیتی قرار داده.


آیه 4:

«والی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثه اشهر والئی لم یحضن و اولت الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن»

و آن گروه از زنانی که مایوس از حیض هستند، اگر از بارداری آنها شک دارید، برای طلاق، 3 ماه عده آنان است، و زنی که هیچوقت حیض ندیده، عده او تا زمانی هستش که وضع حمل کنه.

«و من یتق الله یجعل له من امره یسرا»

و هرکس در این مورد حدود خدا رو رعایت کنه، خدا هم امور رو براش آسان می کنه.


آیه 5:

«ذلک امرالله انزله الیکم و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا»

این نوع طلاق دستور خداست که به شما فرمان داده، و هرکس در این مورد، حدود رو رعایت کنه، خداوند هم گناهانش رو می بخشه و پاداشی بزرگ بهش میده.


نکته: تا آیه 5 این نتیجه بدست میاد که نه تنها در جامعه ی اسلامی زندگی نمی کنیم بلکه در یک جامعه ی بیماریم.

به این خاطر که موقعِ طلاق، بدترین رفتار بینِ دو نفر صورت می گیره.

در زمانِ طلاق، کسی نباید برای همیشه خونه رو ترک کنه.

هردو باید زیرِ یک سقف زندگی کنن، ولی در عرفِ جامعه، هرکسی به خونه پدر و مادرش میره.

در زمانِ ازدواج، نیازی به شاهد نیست، اما برای طلاق واجب هستش، همه برای ازدواج شاهد میگیرن، ولی برای طلاق، بقال سر کوچه رو...!!

علتِ شاهدِ زمانِ طلاق به این خاطر هست، که دو نفر عادل از هر دو طرف، که شاهدِ تلاشِ دو نفر برای رسیدن به هم و تشکیلِ زندگی بودن، شهادت بدن تا بلکم طلاق صورت نگیره اما امان از این جامعه ی بیمار...!!


آیه 6:

«اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم و لا تضاروهن لتضیغوا علیهن»

زنانِ مطلقه (رجعی) خودتون رو باید هرجا هستین و وسعتون هست نگه دارین و آنها رو اذیت نکنید تا بخاطرِ سختی در تنگنا قرار بگیرن (و مجبور به ترکِ از خانه بشن)

«و ان کن اولات حمل فانفقوا علیهن حتی یضعن حملهن، فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن واتمروا بینکم بمعروف و ان تعاسرتم فسترضع له اخری»

و اگر زنان شما باردار هستن، نفقه اونها رو تا زمان وضع حمل به تمام و کمال بپردازین و اگر فرزند شما رو شیر میدن، اجرت اونها رو بهشون بدین و به طورِ شایسته درباره شیر دادنِ فرزند با زنانتون مشورت کنید، و اگر به توافق نرسیدید، زنِ دیگری به بچه تون شیر بده.


«آیه 7»

«لینفق ذو سعه من سعه و من قدر علیه رزقه فلینفق مما اتئه الله، لا یکلف الله نفسا الا ما اتئها، سیجعل الله بعد عسر یسرا»

آنان که وسعت روزی دارند باید بر اساسِ اموالِ خود، به زن و فرزند انفاق کنند و اگر دستِ آنها تنگ است، از همان روزی ای که خدا به آنها داده انفاق کنند، خداوند هیچکس را جز به مقدار تواناییش تکلیف نمی دهد، که خداوند بعد از هر سختی، آسانی قرار می دهد.


نکته: تا اینجا، یعتی آیه 7، سیاق اول سوره طلاق (یا ازدواج) تموم شد...

خداوند از این جهت این شرایط رو قرار داده، تا مردی که با همسرش، زیرِ یک سقف زندگی می کنه، با رعایتِ شرایطِ سوره طلاق، بنیانِ خونواده شون حفظ بشه.

در طلاقِ رجعی، با توجه به شرایط، تا قبل از اتمامِ عده، زن و مرد، حتی اگر به هم لبخند بزنن و یا دستِ هم رو بگیرن، به هم حلال میشن! :)

چطور یک مرد با وجودِ رعایتِ شرعی، زیرِ یک سقف با یک زن، زندگی کنه، تمامِ مخارجش رو به بهترین نحوِ احسن بپردازه، و از وجودِ همسرش، هیچ بهره ای نبره! :)

خداوند هیچ چیز رو بی حکمت نیافریده و قانون مند نکرده!

حفظِ بنیانِ خونواده، اون هم تو روزهایی که از هر 5 زن و مرد، 3 تا زوج به طلاق میرسن، کم هنری نیست...

اطلاع رسانی کنید شاید یک طلاق کمتر بشه!




سوته دلان نوشت:

خیلی تلخ است که همسرِ یک نفر، قاتلش باشد، اما دم از قاتل بودنِ او نزند!!

امام حسن هنوز هم غریب است...!!

تسلیت بابت شهادت غریب مدینه؛ امام حسن مجتبی (ع)




«والسلام علی من التبع الهدی»





۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۹ ۱۴ نظر
سوته دلان

داعش هم محترم است!!

نمیدونم چه کسی برای بارِ اول گفت که نظرِ هرکسی محترمه!


با این حساب باید بگیم داعشی ها هم که شیعه کشی می کنن، نظرشون محترمه!

یا آلِ سعود که بنابر خصومتِ شخصی، مردم رو از حج محروم می کنن نظرشون محترمه!

یا کسیکه بیت المال رو به راحتیِ آب خوردن، حیف و میل میکنه، نظرش محترمه!

یا کسیکه حق الناس رو زیرِ پاهاش له میکنه، نظرش محترمه!

...


با این طرزِ فکر که هرکسی نظرش محترمه، سنگ رو سنگ بند نمیشه!

کسی منکرِ این نیست که بر اساسِ روایت، به تعداد نفوس، راه برای رسیدن به خدا هست...

اما خودِ خداوند هم فرموده: «ان الدین عند الله الاسلام»


یعنی خوردن، خوابیدن، درس خوندن، کار کردن، فکر کردن،... باید تسلیمِ خداوند باشه.

تسلیمِ خداوند بودن با هرکی نظرش محترمه، سنخیتی با هم ندارن...


گفتگوی ادیان به چه معنی هستش؟!

مگر نه اینکه ادیان در راستای هم هستن و دینِ مقبولِ خدا تسلیم بودن و اسلام است...

پس چرا میگیم هرکسی عقیده ش محترمه؟!!

کسی منکرِ این نیست که آدم ها میتونن در راستای تسلیم بودن در برابرِ خداوند و در راستای انسانیتشون هرجور که مایل هستن زندگی کنن تا وقتی که حقِ هم رو رعایت کنن، اما هرچی که خلافِ این باشه، میشه «اولئک کاالانعام بل هم اضل»...

و آخرشم میشه همون نظر داعشی ها هم محترم است...




«والسلام علی من التبع الهدی»





۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۳:۵۶ ۹ نظر
سوته دلان

آزادی... یک نفر!!

وقتی صحبت از آزادی میشه، هرکسی فکر میکنه الان دیگه اروپا و آمریکا مهدِ آزادی ان و اونجا هرکی به هر طریقی که دلش میخواد، میتونه زندگی کنه!

وقتی تو کشورِ ما صحبت از آزادی میشه، با ولنگاری اشتباه گرفته میشه!

وقتی صحبت از آزادی میشه، تو اولین چیزی که به ذهنِ خیلیا میرسه، اینه که زن ها باید به اجبار پوشش داشته باشن و این آزادی نیست!

تازه نمیگم حجاب، میگم پوشش...

چون از پوشش تا حجاب، تفاوت از زمین تا آسمان است...


اما حالا بیا مصادیقِ آزادی رو برای مردم بشمار... اصلا متوجه نمیشن که چی میگی!

بهشون بگو: آزادی یعنی تا وقتی تو آزادی؛ که آزادی دیگری، مقید و محدود نشه!

آزادی یعنی اینکه به همون اندازه که صدای موسیقی با درجه ی بلند در اماکنِ عمومی، آزار دهنده س، صدای مداحی هم برای عده ای (علی الخصوص با توجه به زمانِ پیشِ رو) آزار دهنده س!

بهشون بگو: دودِ موادِ آلاینده ی هوا، آزادیِ منو سلب میکنه!

بهشون بگو: آشغالی که تو روی زمین میندازی، آزادیِ منو سلب میکنه!

بهشون بگو: نگاهِ آلوده، آزادی منو سلب میکنه!

بهشون بگو: گناهِ علنیِ تو، آزادیِ منو سلب میکنه!

یا حتی بهشون بگو...

اصلا ولش کن...

هرچی که بگی، باز هم آزادی رو فقط تو برداشتنِ یه تیکه پارچه میدونن که رو سرِ زن ها بند شده، که اون هم به یمنِ بی تفاوتی ها، داره برداشته میشه!


به همین خاطر، دنبالِ یه وسیله ام که منو تا آزادیِ واقعی، به مقصد برسونه!

مسافر نبود؟!



سوته دلان نوشت:

خدایا درسته ما چشم انتظاریِ واقعی رو بلد نیستیم ولی لطفاً مسافرِ مارو به مقصدش برسون تا بلکم، ما به آزادی به معنای واقعی برسیم!




«والسلام علی من التبع الهدی»





۰۵ مهر ۹۵ ، ۱۱:۱۶ ۴ نظر
سوته دلان

سنگ اندازی!!

یه نادون سنگی رو میندازه در چاه که هزار تا عاقل نمی تونن درش بیارن!!!

درست در همون موقعی که ایران می تونست مدعیِ حقوقِ کشته های منا باشه، یه عده جاهلِ افراطی، حمله کردن به سفارت عربستان و سکه چرخید...
یعنی سرِ بزنگاه، عربستان شد طلبکار و ما شدیم بدهکار...

و این اتفاق تمومی نداره...

یعنی درست در همون لحظه که یه عده، مخالفتشون رو با لباس های مد شده توسط هنرمندان در جشنِ حافظ نشون دادن، و این ماجرا داشت همه گیر می شد که ای دل غافل، فرهنگِ این مملکت داره به یغما میره و به فرض شخصی دین و ایمون نداره، حیا و غیرت که داره، سکه چرخید!

یعنی سرِ بزنگاه، یه عده جاهلِ افراطی، بدونِ فکر گفتن هنرمندان اِل و بِل هستن...
و نتیجه این شد که دوباره عده ای طلبکار، شدن بدهکار و با بدترین نوعِ ممکن تحقیر و تمسخر شدن...

الکی نیست که امیرالمومنین فرمودن: دو تن هلاک گردن، دوستی که از حد گذراند و دشمنی که غلو و افراط کرد.

و باز هم بی راه نبود که خداوند فرمود: «و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهدا علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا...» و ما بدینسان شما را امتی معتدل و میانه رو قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید، چنانکه رسول (با رفتارهای معتدل) بر شما گواه است. / آیه 143، سوره بقره 


و گزاف نگفت شیخ محمود شبستری که: 

اصول خُلق نیک آمد عدالت        پس از وی حکمت و عفت، شجاعت

که بعد از عدالت هستش که دریچه های حکمت، منشِ عفت، و خلقِ شجاعت حاصل میشه...


سوته دلان نوشت:

جهل و افراط اگر راه گشا بود که قاتلِ امیرالمونین رو به عرش می برد نه فرش!!!




«والسلام علی من التبع الهدی»





۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۱۹ ۸ نظر
سوته دلان

مرگِ بی عنوان!!

«یا سامع الشکایا»

فرموده: اگر همسایه ت سرِ گرسنه به زمین بذاره مسلمان نیستی...
فرموده: مسلمان باید بره بمیره اگه به زنِ یهودی تعرض بشه...

حالا تو فلسطین، یمن، سوریه، میانمار، کشمیر، ترکیه که مسلمانن و یا فرانسه که حتی یهودی هستن... «آدم» کشته می شه!
بعد ما همچنان زنده ایم!
و همچنان به دنبالِ تورِ ارزان قیمت برای رفتن به آنتالیا...!

بعد همه مون فی الفور قضایای کشورها رو تحلیل می کنیم که الِ و بلِ...

و با غرور و افتخار میگیم همه جا در کشورهای اطراف و دورتر، بخاطرِ نا امنی، مردم دارن می ترکن ولی کشورِ ما بخاطرِ غیور مردان در امنیتِ...

بله کسی از این نکته نباید غافل بشه که دارن از مرز و بومِ این کشور غیورانه دفاع می کنن، اما بی تفاوتی نسبت به مرگِ «آدم» ها با خوشحالی نسبت به آرامشِ نسبیِ کشورمون چجوری واقعاً قابلِ هضمِ؟!

چطور میشه که نعره می زنیم «عجل لولیک الفرج»...!!
چجوری میشه که هنوز زنده ایم؟!
چجوری میشه که انقد راحت مرگِ «آدم» هارو تحلیل می کنیم؟!

همه این روزا از کودتای ترکیه تا ترور فرانسه حرف میزنن، مطلب می نویسن، کاریکاتور میکشن، هشتک میزارن، تحلیل میکنن، از جعلی بودنِ قضایا میگن،...

منم یکی از اونها...!
اما شب همه سرمون رو میذاریم رو بالش و میخوابیم...!
و کشورهای همسایه ی دور و نزدیک همچنان با عناوینِ مختلف «آدم» می کشن!
می ترسم روزی برسه که برای کشتنِ «آدم» ها، عنوانی وجود نداشته باشه!!


سوته دلان نوشت:
الکی نیست که خدا از دست همه ی ما به ستوه اومده باشه و بگه مرگ بر این انسان بخاطرِ کفرانش... «قتل الانسان ما اکفره» / سوره عبس، آیه 17



«والسلام علی من التبع الهدی»





۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۲۰ ۸ نظر
سوته دلان

بالای چشمت ابروئه!!

به طرف میگی بالای چشمت ابروئه... بهش بر میخوره!
در حالیکه بالای چشمِ همه مون ابرو هست!

به عنوانِ نقد میگی منش و روشت غلطِ... میگه داری منو قضاوت میکنی!

چرا اینجور نوشتار و رفتار و گفتار مُد شده؟!
طرف ژست روشن فکری میگیره و دم از این میزنه که ما چرا همش داریم همو قضاوت می کنیم!

یعنی کارِ ما به جایی رسیده که هیچکدوممون حقِ حرف زدن نداریم وگرنه برچسبِ قضاوت کردن بهمون میخوره!

اسمِ نقد رو میذاریم قضاوت...
اسمِ امر به معروف و نهی از منکر رو میذاریم قضاوت...
اسمِ توهین رو میذاریم قضاوت...
اسمِ خیرخواهی رو میذاریم قضاوت...

برای چی انقد کم ظرفیت شدیم؟!

علتش بی فرهنگیِ؟!
ژستِ روشن فکریِ؟!
گرمای بیش از حد کره ی زمینِ؟!
ماه رمضونِ؟!!!!!
این ورِ کره ی زمین بودنِ کشورمون؟!
تربیت نداشتنِ خانوادگی؟!
ضعفِ اقتصادیِ؟!
کمبودِ برنامه های خنداننده ی تلویزیونیِ؟!!
نداشتنِ ایمانِ واقعیِ؟!
ریاکاری و تظاهرِ؟!!
یا هزاران چیِ دیگه...

طرف یکی رو دوست داره فحش میده!
از یکی بدش میاد فحش میده!
تو رانندگی فحش میده!
به کسی که خیرخواهشِ فحش میده!
میره بالای منبر فحش میده!
دکتر و مهندس میشه فحش میده!
معلمِ فحش میده!
دانش آموزِ فحش میده!
ماه رمضونِ فحش میده!
ماه محرمِ فحش میده!
آنتالیا میره فحش میده!
مکه و کربلا میره فحش میده!
به نظام فحش میده!
حقش رو بخورن فحش میده!
حقِ کسی رو بخوره فحش میده!
...

در صفحات اجتماعی همه میشن مصلح اجتماعی و قانون دان، اما در واقعیت ترس دارن از شنیدن و زدن حرف حق!

چرا انقد کم ظرفیت شدیم؟!!!

«ان الانسان خلق هلوعا * اذا مسه الشر جزوعا * و اذا مسه الخیر منوعا * الا المصلین»
انسان حریص و کم طاقت آفریده شد * هنگامی که بدی به او رسد بی تابی می کند * و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران می شود * به جز نمازگزاران. / سوره معارج، آیات 19 تا 22


سوته دلان نوشت:
مهربان خدا؛
به حقِ خداوندیت، ظرف های معرفتِ مارو در این ماهِ عزیزت لبریز کن...

در ایامِ آتی؛ التماس دعا...


«والسلام علی من التبع الهدی»





۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۴ ۱۰ نظر
سوته دلان

یه گوش درِ و یه گوش دروازه!

"بسم الله الرحمن الرحیم"

انتقاد به یک مساله که به معنای قبول نداشتنِ کلِ اون مساله نیست...! هست؟!

مردانِ ما در حوزه، مَکاسِب میخونن اونوقت زنانِ ما در بازار کاسبی می کنن!!
شاید اگر علومِ دینی فقط به حوزه ختم نمی شد، زنان در کوی و برزن و مترو و ... بساطِ فروشندگی اون هم با بدترین نوعِ ممکن از لحاظِ ظاهری و ارتباط با مشتری، باز نمی کردن!

فسادِ مالی هم که از در و دیوارِ بخش های مالی بالا میره!

بعد برخی از مردانِ ما در حوزه، خرده به بعضی از برنامه های صدا و سیما می گیرن که اِل است و بِل است...
هیچکس نیست بگه چرا تو اعیادِ شعبانیه کسی صداش در نیومد از بی برنامگیِ صدا و سیما...!!
یا یکی نیست بگه "گر تو بهتر می توانی بستان بزن"...
یا اینکه هر شب، از کانالِ 1 تا 20 و از 20 تا 1، کانال ها عوض میشه بلکه یه کانالی یه برنامه ای داشته باشه، اما دریغ از یه برنامه... برفکی بود شرف داشت!

الگوهایی که معروف شدن از طریقِ رسانه رو که نگو!!!!
یکی با وجودِ ورزشکار بودنش می میره از دردِ سرخوشی!
یکی با وجودِ مجری بودنش و اینکه ممکنِ میلینونی ببیننش، اما به خودش اجازه میده که رفتاری غیرِ انسانی و دینی رو در ملاء عام انجام بده و بعد برای توجیهِ کارش به این در و اون در بزنه!
...
جورِ تمامِ شبکه هارو،افق میکشه یک تنه!

اما با وجودِ همه ی این اتفاقا و این همه منتقد نمیدونم چرا فرجی نمیشه!
شاید چون عده ای که نباید، حرف میزنن و عده ای که باید، سکوت می کنن! 
یا شاید عده ای منتقد یاد گرفتن امر و نهی رو با توهین به مخاطب منتقل کنن!
و یا شاید مخاطب یه گوشش درِ و یه گوشش دروازه...


سوته دلان نوشت:
القصه...
اوضاع به همین منوال میگذره و همه دورِ هم به خوبی و خوشی در جامعه ی اسلامی زندگی می کنیم!!





"والسلام علی من التبع الهدی"







۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۴۹ ۹ نظر
سوته دلان

کپی رایت!!

سلام؛ سلامی از جنس 3 ماهه!!

هیچ فکر نمی کردم زمانی برسه که 3 ماه ننویسم!

نمیدونم اسمش وب زدگیِ، خستگیِ، تنبلیِ، حرف نداشتنِ، بی انگیزگی از بی سر و سامونیِ اوضاعِ...! 

شاید هم ملقمه ای از همه ی اینها...

خلاصه اینکه نوشتنم نمی اومد!!

الانم چی شد که نوشتم... الله اعلم!

بگذریم...

چند وقتی هست که صدا و سیمای محترم، رو آورده به کپی کردن از برنامه های اون ورِ آبی...

این سیستم اصلاً مذموم نیست تا وقتی که ایرانیزه - اسلامیزه بشه!!

یعنی در همه جای دنیا این سیستم کپی رایت وجود داره، اما هرکسی متناسب با فرهنگ و اعتقاداتِ کشورِ خودش و کاملاً با هدف برنامه می سازه!

یادم میاد که وقتی فیلم «آژانس شیشه ای» ساخته شد، کارگردان محترمِ فیلم با افتخار گفت که: برداشتی از یه فیلمِ غربی (اگر اشتباه نکنم بعد از ظهر سگی) بود، منتها به سبکِ شرقی ساخته، هنوزم که هنوزه کسی نیست که بتونه در موردِ این فیلم «اِن قُلت» بیاره! البته بحثِ انتقادِ به جا جداست!منظورم ایرادِ من درآوردیِ!!

اما اینکه هر هفته برنامه ای با مضمونِ «تراشیدنِ مو و محاسنِ مردم» یا «نحوه ی به سیخ کشیدنِ جوجه و صرفِ نوشابه! با شلوارکِ عده ای در شمال» با تصویر برای ما پخش بشه نمیدونم چه بارِ فرهنگی یا معرفتی می تونه داشته باشه! حتی نمیگم بارِ دینی و مذهبی!! میگم بارِ فرهنگی!

صرفِ اینکه دو ساعت بشینیم بخندیم که هنر نیست! اون هم تکرارِ مکررات! یعنی نه وضع سر و سامون پیدا میکنه نه اتفاقِ جهانی رخ میده!

چون کسیکه میره شمال جوجه سیخ میکنه با شلوارک و ...، نمیشینه با خانواده، دور همی، یه برنامه ببینه!

این ما هستیم که باید ناچاراً از بی برنامگی تلویزیون رنج ببریم و افسوس بخوریم!

چون یا باید کلاً تلویزیون زده بشیم و یا بشینیم لبخند زورکی رو لبمون بشونیم و به به و چه چه کنیم که چه برنامه ی پر محتوایی به خوردِ ما داده میشه!

همیشه قرار نیست الکی بخندیم، گاهی باید با خنده، معرفتی هم به ما تزریق بشه و دردی به ما نشون داده بشه...

برای وسعت داده شدنِ افقِ دید و ذهن، افق توصیه میشه! دریغ نکنید!



سوته دلان نوشت:

با تاخیر سالِ نوی همه ی دوستان مبارک، انشاءلله سالی پر از خیر و برکت و سلامتی برای همه باشه...




«والسلام علی من التبع الهدی»





۲۸ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۵۷ ۹ نظر
سوته دلان