کل قرآن رو هم که بگردین سوره ای به نام تیترِ این پست پیدا نمی کنید!

اما نوشتنش بی دلیل نیست!


این پست متعلق به تدبر سوره طلاق هستش، سوره ای که اسماً طلاق ولی باطناً ازدواج هست... :)

خطابِ این سوره از اول تا آخر به مردان هستش!

عذر بابتِ طولانی بودنِ پست...

توصیه اول: اینکه با قرآن، آیات رو دنبال کنید...

توصیه دوم: این سوره درباره طلاق رِجعی هستش و لطفا با فقه و طلاق های دیگه به هیچ وجه مقایسه نکنید!


«بسم الله الرحمن الرحیم»


این سوره از دو سیاق یا دو پاراگراف تشکیل شده...

سیاق اول: آیات 1 الی 7

سیاق دوم: آیات 8 الی 12


همونطور که قبلاً گفته بودم، سیاق ها یعنی ارتباطِ معنایی...

یعنی یک سیاق (شامل هرچند تا آیه)، یک معنای واحد رو می رسونه و سیاقِ بعدی، معنای واحدِ دیگه ای رو...

اما در انتها با آیاتِ ربطی، سیاق ها معنای واحد پیدا می کنن و خداوند در هر سوره یک فضای کلی رو به بشر نشون میده که یک نتیجه گیری یا سیرِ هدایتیِ واحد از اون سوره به دست میاد...

اما سوره:

در زبان عربی، هر جمله ای که با ندا (کلمات یا ایها / یا ایتها) شروع میشه یک فعلِ ندا هم داره.

آیه اول سوره طلاق با ندا شروع شده که ای پیامبر...

آیه خطاب به پیامبر هست، اما فعل بعدی جمع هست، پس کلمه طلقتم به پیامبر مربوط نمیشه و باید دنبال فعل مفرد در آیه گشت، پس فعلا خطاب به پیامبر کنار گذاشته میشه تا فعل ندا در آیه پیدا بشه...


آیه 1:

«اذا طلقتم النسا فطلقوهن لعده و احصوا العده»

(خطاب به مومنان) هنگامی که خواستید زنانِ خود را طلاق بدین، زمانِ عِدّه اونها رو نگه دارین و زمانش رو در نظر بگیرید.

«لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یاتین بفحشه مبینه»

به هیچ وجه زنانتون رو از خونه تون بیرون نکنید و زنان هم از خونه خارج نشن که خروجشون جز یک فاحشه ی آشکار نیست. (فاحشه رو با معنای عام و عرفیِ جامعه در نظر نگیرید، خروجِ زن از خانه در دوره طلاق رجعی، به تنهایی فاحشه به معنای بدی حساب میشه نه معنای دیگه ای)

«و تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه»

این حد و مرزی هستش که خدا برای شما تعیین کرده، پس از این حدود تجاوز نکنید که در غیر این صورت به خودتون ظلم کردین.

«لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امرا»

فعل خطاب به پیامبر و اصطلاحاً فعل ندایی، پیدا شد!!

(با توجه به اول آیه و آخر آیه) ای پیامبر، تو نمی دانی که این امر (امر به معنای طلاق، از آیه 1 به بعد، هرجا کلمه امر آمد، اشاره به طلاق است) چگونه پیش میره! شاید خداوند بعد از این امرِ جدیدی رو پیشِ رو قرار بده.


آیات 2 و 3:

«فاذا بلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف او فارقوهن بمعروف و اشهدوا ذوی عدل منکم و اقیموا شهاده لله»

هنگامی که عده زنان به پایان رسید، (بر اساس تمایل) یا آنها را به طرز شایسته و نیک، پیشِ خودتان نگه دارین و یا با نیکی و شایستگی، از اونها جدا بشید، و در زمانِ جدایی، دو شاهد برای خودتون بگیرید و این شهادت دادن رو برای خدا انجام بدین.

«ذلکم یوعظ به من کان یومن بالله والیوم الاخر و من یتق الله یجعل له مخرجا»

این چیزی است که به مومنان به خدا و آخرت پند داده میشه و هرکه به این پند عمل کنه و در راستای طلاق، امورِ الهی (تقوا) رو رعایت کنه، خداوند براش راهِ نجات قرار میده.

«و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه»

بدین ترتیب خداوند، از اونجایی که انسان گمان نمیکنه، روزیش رو می رسونه و توکل کردن بر خدا برای او کافی هستش.

«ان الله بالغ امره، قد جعل الله لکل شی قدرا»

خداوند مرحلهِ طلاق رو به بلوغ و کمالِ خودش میرسونه و بدین ترتیب برای هرچیزی اندازه و ظرفیتی قرار داده.


آیه 4:

«والی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثه اشهر والئی لم یحضن و اولت الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن»

و آن گروه از زنانی که مایوس از حیض هستند، اگر از بارداری آنها شک دارید، برای طلاق، 3 ماه عده آنان است، و زنی که هیچوقت حیض ندیده، عده او تا زمانی هستش که وضع حمل کنه.

«و من یتق الله یجعل له من امره یسرا»

و هرکس در این مورد حدود خدا رو رعایت کنه، خدا هم امور رو براش آسان می کنه.


آیه 5:

«ذلک امرالله انزله الیکم و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا»

این نوع طلاق دستور خداست که به شما فرمان داده، و هرکس در این مورد، حدود رو رعایت کنه، خداوند هم گناهانش رو می بخشه و پاداشی بزرگ بهش میده.


نکته: تا آیه 5 این نتیجه بدست میاد که نه تنها در جامعه ی اسلامی زندگی نمی کنیم بلکه در یک جامعه ی بیماریم.

به این خاطر که موقعِ طلاق، بدترین رفتار بینِ دو نفر صورت می گیره.

در زمانِ طلاق، کسی نباید برای همیشه خونه رو ترک کنه.

هردو باید زیرِ یک سقف زندگی کنن، ولی در عرفِ جامعه، هرکسی به خونه پدر و مادرش میره.

در زمانِ ازدواج، نیازی به شاهد نیست، اما برای طلاق واجب هستش، همه برای ازدواج شاهد میگیرن، ولی برای طلاق، بقال سر کوچه رو...!!

علتِ شاهدِ زمانِ طلاق به این خاطر هست، که دو نفر عادل از هر دو طرف، که شاهدِ تلاشِ دو نفر برای رسیدن به هم و تشکیلِ زندگی بودن، شهادت بدن تا بلکم طلاق صورت نگیره اما امان از این جامعه ی بیمار...!!


آیه 6:

«اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم و لا تضاروهن لتضیغوا علیهن»

زنانِ مطلقه (رجعی) خودتون رو باید هرجا هستین و وسعتون هست نگه دارین و آنها رو اذیت نکنید تا بخاطرِ سختی در تنگنا قرار بگیرن (و مجبور به ترکِ از خانه بشن)

«و ان کن اولات حمل فانفقوا علیهن حتی یضعن حملهن، فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن واتمروا بینکم بمعروف و ان تعاسرتم فسترضع له اخری»

و اگر زنان شما باردار هستن، نفقه اونها رو تا زمان وضع حمل به تمام و کمال بپردازین و اگر فرزند شما رو شیر میدن، اجرت اونها رو بهشون بدین و به طورِ شایسته درباره شیر دادنِ فرزند با زنانتون مشورت کنید، و اگر به توافق نرسیدید، زنِ دیگری به بچه تون شیر بده.


«آیه 7»

«لینفق ذو سعه من سعه و من قدر علیه رزقه فلینفق مما اتئه الله، لا یکلف الله نفسا الا ما اتئها، سیجعل الله بعد عسر یسرا»

آنان که وسعت روزی دارند باید بر اساسِ اموالِ خود، به زن و فرزند انفاق کنند و اگر دستِ آنها تنگ است، از همان روزی ای که خدا به آنها داده انفاق کنند، خداوند هیچکس را جز به مقدار تواناییش تکلیف نمی دهد، که خداوند بعد از هر سختی، آسانی قرار می دهد.


نکته: تا اینجا، یعتی آیه 7، سیاق اول سوره طلاق (یا ازدواج) تموم شد...

خداوند از این جهت این شرایط رو قرار داده، تا مردی که با همسرش، زیرِ یک سقف زندگی می کنه، با رعایتِ شرایطِ سوره طلاق، بنیانِ خونواده شون حفظ بشه.

در طلاقِ رجعی، با توجه به شرایط، تا قبل از اتمامِ عده، زن و مرد، حتی اگر به هم لبخند بزنن و یا دستِ هم رو بگیرن، به هم حلال میشن! :)

چطور یک مرد با وجودِ رعایتِ شرعی، زیرِ یک سقف با یک زن، زندگی کنه، تمامِ مخارجش رو به بهترین نحوِ احسن بپردازه، و از وجودِ همسرش، هیچ بهره ای نبره! :)

خداوند هیچ چیز رو بی حکمت نیافریده و قانون مند نکرده!

حفظِ بنیانِ خونواده، اون هم تو روزهایی که از هر 5 زن و مرد، 3 تا زوج به طلاق میرسن، کم هنری نیست...

اطلاع رسانی کنید شاید یک طلاق کمتر بشه!




سوته دلان نوشت:

خیلی تلخ است که همسرِ یک نفر، قاتلش باشد، اما دم از قاتل بودنِ او نزند!!

امام حسن هنوز هم غریب است...!!

تسلیت بابت شهادت غریب مدینه؛ امام حسن مجتبی (ع)




«والسلام علی من التبع الهدی»