بخش اول:

چند وقت پیش یه بنده خدایی یه شعر از شطحیاتِ مولانا در گروهی از شبکه های اجتماعی قرار داد...

به ثانیه نکشید که انواع و اقسام ناسزاها و حرفهای رکیک نصیبِ گذارنده ی پیام و جنابِ مولانا شد که مولانا کافر و مشرک و فلان و بهمانِ...

و بلافاصله برای اثبات حرف از قرآن و حدیث شاهد مثال آورده شد که "والشعرا یتبعهم الغاوون"

هنوز این جریان به آخر نرسیده بود که مخالفینِ فقها، نظرشون رو دادن که فقها فلان و بهمان هستن و اینکه "پای استدلالیان چوبین بود"

و جناب مولانا رو تا سر حد خدایی به عرش رسوندن!!

 

امان از این افراط و تفریط ها...!!

 

بخش دوم:

یکی رو می بینی که پولش از پارو بالا میره و نمیدونه چجوری باید این پول رو خرج کنه و وقتی اسم از انفاق و بخشش میاد میگه پس وظیفه ی دولت و حکومت چی میشه، یا میگه مردم عرضه ندارن، میخواستن خودشون بلد باشن چجوری پول در بیارن!!

و نهایتِ دغدغه ش خلاصه میشه تو سفرهای اروپایی و فلان مُدِ سال...

در حالیکه در هیچ جای قرآن صحبت از دولت و حکومت نشده!!

بعد یکی رو می بینی که بخاطرِ انفاقِ بیش از حد، زندگیش داره از هم می پاشه!!

 

امان از این افراط و تفریط ها...!!

 

«ولا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لاتبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا»

هرگز دستت را بر گردنت بسته مگذار و ترک انفاق و بخشش ننما، و بیش از حد نیز دست خود را مگشای که مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرو مانی. / سوره اسراء، آیه 29

 

سوته دلان نوشت:

خدایا ما که بنده ایم زبونِ همدیگه رو نمی فهمیم!!

حق داری که در جای جای قرآنت به کرّات به بنده هات بگی "اکثرهم لایعقلون"



 

«والسلام علی من التبع الهدی»