یه وقتا به هر دری که می زنیم نمیشه!!

یعنی عمر و جوونی رو پای یه چیزی میذاری ولی وقتِ دیدنِ نتیجه که میشه انگار که آب تو هاون می کوبیدی و همه ی کارا و زحمتات بی نتیجه مونده!!


بعد آخرِ اون نتیجه و تلاشت اولین جمله ای که به کار میبری این مواردِ:


خدایا انصافتو شکر...!!

خدایا با این حال بازم شکرت...!!

داشتیم خدا...!!

مگه من چه گناهی به درگاهت کردم خدا...!!

این حقِ من نبود خدا...!!

...

از تمامِ این جمله ها فقط یک معنا بدست میاد؛ " اونم منت گذاشتن سرِ خدا... "


یه بار نشده که پیشِ خودمون بگیم ما چیکار کردیم که فقط و فقط برای رضای خودش باشه...

نماز میخونیم، روزه میگیریم، کمک می کنیم، دستِ یکی رو میگیریم، ... اما همش برای بدست آوردنِ اون دنیا و بهشتِ.

اما چیکار برای خدا کردیم؟!


یا فکر میکنیم نتیجه ای که گرفتیم و بابِ میلِ ما نیست، بخاطرِ مرتکب شدنِ یه گناهِ...

یعنی هیچوقت انتظار نداریم که خدا مارو تو منگنه بذاره و همیشه فکر می کنیم داریم تقاصِ یه گناه رو پس میدیم!!

خودش خلق کرده، مالِ خودشِ، هر بلایی هم که بخواد سرش میاره...


بهش ایمان داریم اما اعتماد... نه!!

 

"و لا تمنن تستکثر * و لربک فاصبر "

بر من منت مگذار و عملت را بزرگ مشمار * و بخاطرِ پروردگارت شکیبایی کن. / سوره مدثر، آیات 6 و 7

 

سوته دلان:


اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم...


خدایا ببخش که همیشه از تو میخواهم اما تو را نمی خواهم...

خدایا با بردنِ من به جهنم دشمنت رو شاد می کنی و با بردنم به بهشت پیامبرت رو شاد میکنی، و من یقین دارم که شادیِ پیامبرت رو بیشتر از شادیِ دشمنت، دوست داری...

 

 

«و السلام علی من التبع الهدی»