این روزها همه دارن ارادتشون رو به پیامبر (ص) نشون میدن...

یکسری با تظاهرات، یکسری با ساخت کمپین، یکسری با دل نوشته، یکسری با سرودنِ شعر و ترانه، یکسری از طریقِ فضای مجازی از سایت و وبلاگ گرفته تا شبکه های اجتماعی...

یه پیامی از طرفِ یه بنده خدایی خوندم اما چون نمیدونم استنادش به اون شخص حقیقت داره یا نه از ذکرِ نامش خودداری میکنم...

اما هرچی فکر کردم دیدم تمامِ حرفهاش حقیقت داشت...

این حرف ها به این صورت بود:

این ما به اصطلاح مسلمانان هستیم که با زیرِ پا گذاشتنِ سخنان و دستوراتِ پیامبر به او توهین می کنیم...

کاری که ما انجام می دهیم بسی زننده تر و مضحک تر است...

او از صداقت می گفت و ما دروغ می گوییم...

او مهربان بود و ما بی رحمیم...

او بسیار می بخشید و ما انتقام جوییم...

او اهلِ گذشت بود و ما اهلِ افشاگری هستیم...

او نظم داشت و ما در بی نظمی غرقیم...

او از احترام می گفت و ما بی احترامی را هم شجاعت می دانیم...

او گرسنه بود تا یارانش سیر باشند و ما برای روزِ مبادا هم ذخیره میکنیم...

نمیدانم کاریکاتوری که ما با اعمالمان از او ترسیم کرده ایم مضحک تر است یا آنچه دشمنان از روی نادانی و نشناختنِ او کشیده اند...!!

 

"فاستقم کما امرت و من تاب معک و لاتطغوا انه بما تعملون بصیر"

( ای پیامبر ) پس همان گونه که فرمان یافته ای استقامت کن و همچنین کسانیکه با تو ( به سوی خدا آمده اند ) باید استقامت کنند و سرپیچی نکنید زیرا خداوند آنچه را انجام میدهید می بیند./ سوره هود، آیه 112

 

طبقِ روایاتی مطرح شده که وقتی این آیه نازل شد، پیامبر (ص) فرمودند: با نزولِ این آیه پیر شدم...

پیامبر (ص) حق داشت، استقامت کردن با این همه جفا دیدن، آدم رو پیر میکنه...!!

 

سوته دلان نوشت:

پیامبرِ عزیزم شما را به جان دخترتان قسم، شما هم ما را دوست بدارید...



«والسلام علی من التبع الهدی»