وقتی صحبت از آزادی میشه، هرکسی فکر میکنه الان دیگه اروپا و آمریکا مهدِ آزادی ان و اونجا هرکی به هر طریقی که دلش میخواد، میتونه زندگی کنه!

وقتی تو کشورِ ما صحبت از آزادی میشه، با ولنگاری اشتباه گرفته میشه!

وقتی صحبت از آزادی میشه، تو اولین چیزی که به ذهنِ خیلیا میرسه، اینه که زن ها باید به اجبار پوشش داشته باشن و این آزادی نیست!

تازه نمیگم حجاب، میگم پوشش...

چون از پوشش تا حجاب، تفاوت از زمین تا آسمان است...


اما حالا بیا مصادیقِ آزادی رو برای مردم بشمار... اصلا متوجه نمیشن که چی میگی!

بهشون بگو: آزادی یعنی تا وقتی تو آزادی؛ که آزادی دیگری، مقید و محدود نشه!

آزادی یعنی اینکه به همون اندازه که صدای موسیقی با درجه ی بلند در اماکنِ عمومی، آزار دهنده س، صدای مداحی هم برای عده ای (علی الخصوص با توجه به زمانِ پیشِ رو) آزار دهنده س!

بهشون بگو: دودِ موادِ آلاینده ی هوا، آزادیِ منو سلب میکنه!

بهشون بگو: آشغالی که تو روی زمین میندازی، آزادیِ منو سلب میکنه!

بهشون بگو: نگاهِ آلوده، آزادی منو سلب میکنه!

بهشون بگو: گناهِ علنیِ تو، آزادیِ منو سلب میکنه!

یا حتی بهشون بگو...

اصلا ولش کن...

هرچی که بگی، باز هم آزادی رو فقط تو برداشتنِ یه تیکه پارچه میدونن که رو سرِ زن ها بند شده، که اون هم به یمنِ بی تفاوتی ها، داره برداشته میشه!


به همین خاطر، دنبالِ یه وسیله ام که منو تا آزادیِ واقعی، به مقصد برسونه!

مسافر نبود؟!



سوته دلان نوشت:

خدایا درسته ما چشم انتظاریِ واقعی رو بلد نیستیم ولی لطفاً مسافرِ مارو به مقصدش برسون تا بلکم، ما به آزادی به معنای واقعی برسیم!




«والسلام علی من التبع الهدی»