یه نادون سنگی رو میندازه در چاه که هزار تا عاقل نمی تونن درش بیارن!!!

درست در همون موقعی که ایران می تونست مدعیِ حقوقِ کشته های منا باشه، یه عده جاهلِ افراطی، حمله کردن به سفارت عربستان و سکه چرخید...
یعنی سرِ بزنگاه، عربستان شد طلبکار و ما شدیم بدهکار...

و این اتفاق تمومی نداره...

یعنی درست در همون لحظه که یه عده، مخالفتشون رو با لباس های مد شده توسط هنرمندان در جشنِ حافظ نشون دادن، و این ماجرا داشت همه گیر می شد که ای دل غافل، فرهنگِ این مملکت داره به یغما میره و به فرض شخصی دین و ایمون نداره، حیا و غیرت که داره، سکه چرخید!

یعنی سرِ بزنگاه، یه عده جاهلِ افراطی، بدونِ فکر گفتن هنرمندان اِل و بِل هستن...
و نتیجه این شد که دوباره عده ای طلبکار، شدن بدهکار و با بدترین نوعِ ممکن تحقیر و تمسخر شدن...

الکی نیست که امیرالمومنین فرمودن: دو تن هلاک گردن، دوستی که از حد گذراند و دشمنی که غلو و افراط کرد.

و باز هم بی راه نبود که خداوند فرمود: «و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهدا علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا...» و ما بدینسان شما را امتی معتدل و میانه رو قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید، چنانکه رسول (با رفتارهای معتدل) بر شما گواه است. / آیه 143، سوره بقره 


و گزاف نگفت شیخ محمود شبستری که: 

اصول خُلق نیک آمد عدالت        پس از وی حکمت و عفت، شجاعت

که بعد از عدالت هستش که دریچه های حکمت، منشِ عفت، و خلقِ شجاعت حاصل میشه...


سوته دلان نوشت:

جهل و افراط اگر راه گشا بود که قاتلِ امیرالمونین رو به عرش می برد نه فرش!!!




«والسلام علی من التبع الهدی»