به طرف میگی بالای چشمت ابروئه... بهش بر میخوره!
در حالیکه بالای چشمِ همه مون ابرو هست!

به عنوانِ نقد میگی منش و روشت غلطِ... میگه داری منو قضاوت میکنی!

چرا اینجور نوشتار و رفتار و گفتار مُد شده؟!
طرف ژست روشن فکری میگیره و دم از این میزنه که ما چرا همش داریم همو قضاوت می کنیم!

یعنی کارِ ما به جایی رسیده که هیچکدوممون حقِ حرف زدن نداریم وگرنه برچسبِ قضاوت کردن بهمون میخوره!

اسمِ نقد رو میذاریم قضاوت...
اسمِ امر به معروف و نهی از منکر رو میذاریم قضاوت...
اسمِ توهین رو میذاریم قضاوت...
اسمِ خیرخواهی رو میذاریم قضاوت...

برای چی انقد کم ظرفیت شدیم؟!

علتش بی فرهنگیِ؟!
ژستِ روشن فکریِ؟!
گرمای بیش از حد کره ی زمینِ؟!
ماه رمضونِ؟!!!!!
این ورِ کره ی زمین بودنِ کشورمون؟!
تربیت نداشتنِ خانوادگی؟!
ضعفِ اقتصادیِ؟!
کمبودِ برنامه های خنداننده ی تلویزیونیِ؟!!
نداشتنِ ایمانِ واقعیِ؟!
ریاکاری و تظاهرِ؟!!
یا هزاران چیِ دیگه...

طرف یکی رو دوست داره فحش میده!
از یکی بدش میاد فحش میده!
تو رانندگی فحش میده!
به کسی که خیرخواهشِ فحش میده!
میره بالای منبر فحش میده!
دکتر و مهندس میشه فحش میده!
معلمِ فحش میده!
دانش آموزِ فحش میده!
ماه رمضونِ فحش میده!
ماه محرمِ فحش میده!
آنتالیا میره فحش میده!
مکه و کربلا میره فحش میده!
به نظام فحش میده!
حقش رو بخورن فحش میده!
حقِ کسی رو بخوره فحش میده!
...

در صفحات اجتماعی همه میشن مصلح اجتماعی و قانون دان، اما در واقعیت ترس دارن از شنیدن و زدن حرف حق!

چرا انقد کم ظرفیت شدیم؟!!!

«ان الانسان خلق هلوعا * اذا مسه الشر جزوعا * و اذا مسه الخیر منوعا * الا المصلین»
انسان حریص و کم طاقت آفریده شد * هنگامی که بدی به او رسد بی تابی می کند * و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران می شود * به جز نمازگزاران. / سوره معارج، آیات 19 تا 22


سوته دلان نوشت:
مهربان خدا؛
به حقِ خداوندیت، ظرف های معرفتِ مارو در این ماهِ عزیزت لبریز کن...

در ایامِ آتی؛ التماس دعا...


«والسلام علی من التبع الهدی»