" سوته دلان "

دلا معـاش چنـان کن کـه گـر بلغـزد پـای... فرشتـه‌ات بـه دو دست دعـــا نگـه دارد
  • " سوته دلان "

    دلا معـاش چنـان کن کـه گـر بلغـزد پـای... فرشتـه‌ات بـه دو دست دعـــا نگـه دارد

مشخصات بلاگ
" سوته دلان "

سایـه‌ای بیـش نیستیـم...!!

آخرین مطالب
دوشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۲۷ ب.ظ

گوشِ شنوا...

سعی میکنی با ساده ترین و راحت ترین زبانِ ممکن یه مطلب رو بنویسی تا حداقل خواننده ی اون متن به اندازه ی حتی 5 دقیقه هم که شده احساسِ بدی نداشته باشه و مطلب رو متوجه بشه...

اما وقتی که می بینی یه مطلبی رو نوشتی و بعد یه خواننده از راه میرسه و بدون توجه به مطلبت یه کامنتِ عاشقانه یا از جنسِ خیانت یا فلسفی از یه سری نویسنده های غربی و شرقی برات میذاره یا میگه به روزم بهم سر بزن، اون موقع ست که حس میکنی انگار یه ظرف آبِ یخ ریختن رو سرت!!

 

«و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر»/ سوره قمر


خداوند طورى قرآن رو به شنونده القاء می کنه، و به عباراتى در میاره که فهم مقاصدش براى عامه و خاصه و براى فهم‏ هاى ساده و عمیق آسون باشه...

اما با این همه سادگی وقتی که موقعِ جواب دادنِ ما میشه با کامنت های بی ربط جوابشو میدیم یا...!!

 

سوته دلان نوشت:

خدایا ممنون بابتِ اینکه هرچقد من گوشِ شنوا برای حرفای حقت ندارم اما تو برای شکوه های من داری...

 


«والسلام علی من التبع الهدی»




۹۴/۰۵/۰۵
سوته دلان

نظرات  (۱۰)

عاااااالی بود عزیزم

 جایِ فکر داشت واسم..

(حواسم باشه واقعا)

خدا حفظت کنه گلم

 

پاسخ:
ممنونم :)

خداروشکر که مطلبم به درد خورد...

مهم ترین دغدغمم علاوه بر اینکه نوشتنم موردِ رضایت حق باشه اینه که وقت هیچ بنده خدایی با خوندنِ مطالبم هدر نشه...

سلامت و تندرست باشی و در پناه حق

۰۶ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۲۶ احساس ِ غریب
سلام خواهر

دیروز پستت رو خوندم امروز کامنتاتو:)

راستش منم خیلی خنده م میگیره که هنوز آپ نکرده از فهرست وبلاگهای به روز شده میان و بدون اینکه متن رو بخونن میگن "این مطلبت هم عالی بود":))
دِآخه مگه فر فره ای که اینقدر زود خوندی و کامنت گذاشتی؟:))
یا چن روز پیش یِ نفر همینجور بی سلام و علیک نوشته بود" لینکی"
یا ی نفر دستور داده بود لینکش کنم:|

راستش من همیشه فقط با اینجور کامنتا خندیدم و بحال زار خودمون که وقت واسه خوندن دو خط پست صرف نمیکنیم افسوس خوردم
کلا ما ایرانیها بجای اینکه اصل رو در نظر بگیریم دنبال فرعیم
خیلی وقتا تعداد لایکها ی یک پست برای کاربرا از خود پست مهم تر شده
خیلی افکار و اعمالمون سطحی شده
خدا کنه از این بدتر نشیم

پاسخ:
سلامِ مریمِ گل :)

لطف کردی عزیز...

خب این کامنت هایی که بهش اشاره کردی دقیقاً از همون موردایی هستش که صرفِ تبلیغ برای وبِ خودشونِ و هیچ احترامی به نویسنده ی اون مطلب نمیذارن!

دستور داده بود لینکش کنی!! :|
من دیگه در این مورد که گفتی صحبتی ندارم...!! :)

اوهوم دقیقاً...
به نظرم وقتی نتونیم برای دو خط مطلبِ همدیگه وقت بذاریم یعنی برای گوش کردن به حرفِ همدیگه هم به تبع اولی وقت نداریم و خودمحور میشیم!

در موردِ این لایک که گفتی،جدیداً تو پستِ یکی از دوستان خوندم نوشته بود:
برای من مهم نیست که چقد خواننده و کامنت نویس و لایک دارم،برای من این مهمِ که بدونم حداقل یکبار امامِ زمان به وبم سر میزنه یا نه!

دست و دلِ آدم با این حرف یکم می لرزه! :(

آره؛سطحی شدیم و امیدوارم سطحی تر از این نشیم!!

ممنون از همراهیت دوستِ خوبم :)

خواهش می‌کنم‏.

در ضمن شعر از من نیست قطعاتی از شعر نسیم شماله!

پاسخ:
آهان! درسته...

خب این دوبار که من سوتی دادم!

تا 3 نشه بازی نشه! :)

به هرحال بازم ممنون از لطفتون

در علم و ترقی همه آفاق عوض شد 

گوش شنوا کو

انصاف و وفا و صفت و شرم و حیا کو 

گوش شنوا کو

تا چند کشی نعره که قانون خدا کو 

گوش شنوا کو

..............واقعا گوش شنوا کو؟؟؟

پاسخ:
عجب شعرِ جالبی بود!! :)

اینو که دیگه خودتون گفتین؟

گوشِ شنوا؟!... طبقِ مثلِ معروف: گشتم نبود نگرد نیست... :|

ممنون از همراهیتون :)

سلام بله بنده هم انتظار دارم ..کاربران متن هام رو دقیق بخونن ..
همونطور که خودم همیشه از مطالب دیگر وب ها استفاده میکنم ..البته بعضی مواقع کامنتی غیر مرتبط با پست میذارم ..کامنتی که حاوی جمله حکیمانه یا داستانی عارفانه بشه ..
چون تو اون لحظه حرف خاصی برای گفتن ندارم ..

پاسخ:
سلام

مساله این نیست که حتما بخونن چون اجباری در این قضیه نیست، حرف اینه که به احترامِ نویسنده ی مطلب هم که شده، فقط کامنتی برای تبلیغِ وبشون نذارن!!

بله بنده شمارو 2 سالِ میشناسم و در حسنِ نیتتون شکی ندارم...
و از تمامِ کامنتهای شما و سایرِ دوستانِ همراه استفاده میکنم،حتی اگه غیرِ مرتبط باشه...

بیشتر منظورم کامنتهایی بود که به قول بلاگفا به صورتِ اسپم گذاشته میشه!

به هرحال ممنون از همراهیتون :)

۰۶ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۲۵ آقایی جــــــــــــــــــــــــــــــــــــوگیر
پیر ما نشسته بود پای اینترنت ناگهان دیده اش برافروخت از کامنتی و فرمود: با وبلاگ دیگران جوری برخورد کن که دوست داری با وبلاگت برخورد کنن.
این سخن را آویزه گوش نمودندی و همیشه رعایت می‌کردندی


پاسخ:
نه حالا ما که تا اون حد برافروخته نمیشیم! :)

ولی خب از اونجایی که حرفِ این پیر و مراد برگرفته از حدیثِ امیرالمومنین ع، بهش احترام میذاریم و با وبِ دیگران جوری رفتار میکنیم که دوس داریم با وبمون برخورد بشه...

خیلی هم توصیه ی خوبی بود...

ممنون از همراهیتون :)

آخ آخ راست میگی...
الآن یادم اومد ، بحساب درد و دل هم بذاریم، آدم تو وبش درد و دلم مینویسه دیگه!
خب خدا رو شکر که زود عصبانی نمیشی! :)

بله مطالب شما همیشه مزین به قرآنه و خیلی هم ساده و روان... من که از وقتی اومدم تا حالا همشو دوست داشتم :)

و واقعا ممنون که برای جواب به کامنتها هم اینقدر حوصله و وقت میذاری ✿✿

حق نگهدار
یا علی ع
پاسخ:
اوهوم...

اصاً یه مزیتِ وب نویسی اینه که آدم از نوشتنِ خیلی موارد که رو دلش سنگینی میکنه اما نمیتونه در موردشون حرف بزنه، سبک میشه...

خداروشکر :)

مرسی از لطفت عزیز جان...
منم به وبت میام کلی انرژی میگیرم و شارژ میشم... :)

خواهش میکنم،وظیفمه...
من ممنونم که شما و سایرِ دوستان با تمامِ مشغله ها وقت میذارین و میخونین...

در پناه حق باشی شادیِ خوب...

یا علی

سلام دوستم
حرفت درسته... منم کلی واسه دو خط نوشته زحمت میکشم، دوست دارم کسی بخونه. ولی تو این دوره ی تلگرام و وایبر و ...، همینکه یکی میاد تو وبم میگه: «وبلاگت عالیه به منم سر بزن» بازم برام غنیمته!!!
ولی میفهمم چی میگی...
قبلنا یه وب کوچولو تو بلاگفا داشتم، پستهاشم بیشتر عکس بودن، با یه جمله ی آرامبخش زیرش.
عکس های مربوط به خونه و زندگی سنتی ایرانی و ... هر چیزی که بوی زندگی بده..
هیچ بازدید کننده ای هم نداشتم! هیچی ها!
فقط یکی دو بار از این پیام های «به منم سربزن» اومده بود واسم! تا اینکه یبار یکی اومد در مورد عکسی که گذاشتم و اینکه بنظرش چی تو ذهنم بوده که اینو گذاشتم، نظر داد!
داشتم شاخ در میاوردم!
بدون هیچ توقعی، هر وقت بروز میکردم سر میزد و روی عکسها فکر میکرد!
جان شما یه اعتماد بنفسی گرفتم در حد داوینچی!!!! :)))))
جالب اینجاست که بعدها با بازدید از وبش و دیدن بعضی کامنتهاش متوجه شدم که از نظر اعتقادی به حدی با هم فاصله داریم که اگه مثلا تو خیابون به هم بر میخوردیم، احتمالا یکی، اونیکی رو میکشت!!!! :|

اونجا یاد گرفتم ادمها رو برچسب نزنم و تک بعدی نگاه نکنم....

حس خوبیه...خوبه آدمها گاهی به حس همدیگه اهمیت بدن..برا هم وقت بذارن.. بدون چشمداشت... بدون بازدید خواستن...
چطور ممکنه به فکر تنهایی هیچکسی نباشی، اون وقت توقع داشته باشی همه از تنهایی درت بیارن...
باید اهمیت داد تا اهمیت ببینی...


ببخشید زیاد حرف زدم! ^_^
حالا شمام زیاد سخت نگیر !
ولی فک کنم کلا زود عصبانی میشیا! هوم؟! :)


--------------
راستی، من وقتهایی که وب یکی از دوستانم مدتهاست بروز نشده، یا بهر حال قبلا بهش کامنت دادم، برای احوال پرسی و اینکه به یادش بوده ام، براش کامنت ادبی و .. هم میذارم که بهش سر زده باشم...
پس همه هم همچین نیتی ندارن عزیز :)))

پاسخ:
سلام دوستِ خوبم :)

آخ آخ گفتی... تو این شبکه های اجتماعی انگار که روحِ خیلیا مرده،اصاً هیشکی نمیفهمه اون یکی چی میگه،فقط همه پیام میذارن بدونِ اینکه پیامِ یکی دیگه رو بخونن! (البته عده ای نه همه...)

این افرادی هم که تو وب از آدم توقع دارن درست مثِ همون کامنت گذارای توی شبکه های اجتماعی هستن که به مطلبت کاری ندارن!!

به نظرِ من یکی از شیرینی های وب نویسی به تفاوتِ آرا و سلایقِ... همینکه هرکسی یه نظری میده خیلی جالبه و اینکه سرِ یه موضوع بحث بشه!

آره خب؛ یه قانون هست که میگه یه خواننده ی خوب بهتر از هزار خواننده ی بده! :)

من به شخصه از هیچ شخصی توقع ندارم حتماً بیاد بخونه و کامنت بزاره،چون توقع اولین چیزی هستش که روابطِ دوستانه رو سرد میکنه...
اما خودم تا حدِ امکان سعی میکنم به دوستان سر بزنم...

اختیار داری،از حرفات استفاده کردم :)

والا کسایی که با من حضوری در ارتباطن میگن آدمِ خونسردیم و زیاد سخت نمیگیرم،اما حتماً تو نوشته هام یه جوری نوشتم که شما این برداشتو کردی! :)
اما به طورِ کلی بعضی ناملایمت های زندگی و کم فرهنگی ها اذیتم میکنه و اینجا ازش مینویسم اما به این معنا نیست که زود عصبی بشم...

اصلاً منظورم از این پست به شما دوستِ خوب و خیلی دیگه از افراد نبود، من خودمم خیلی وقتا، وقتی می بینم از یه وب نویس خبری نیست جویای احوالش میشم... :)
پس حسنِ نیتِ آدما رو زیرِ سوال نمی برم...

فقط منظورم برخی از افراد بودن که یه پیام رو کپی میکنن مثلاً از یه نویسنده ی غربی و برای تمامِ وب های به روز شده میفرستن و به نوعی تبلیغ برای دعوت به وبشونه! :|

ضمنِ اینکه یه نکته رو عرض کنم و فکر میکنم دوستانی که قدیمی تر هستن و با وبِ قبلی من آشنا بودن سبکِ وب نویسی بنده رو میدونن...

اونم؛ اینه که یه مطلبی رو مینویسم و بعد یه آیه میذارم و حرفِ اصلیم رو بعد از آیه و مرتبط با آیه می نویسم...
و یا کلاً یک پست رو به تدبر یه سوره اختصاص میدم...

در این وب هدف طرحِ مسائلِ سیاسی،اقتصادی، فرهنگی، هنر و ... نیست.
چون من متخصصش نیستم که بنویسم و اگر حرفی در ابتدای یه پست منوط به مواردِ گفته شده زده میشه فقط و فقط مقدمه ی بحثِ اصلی یعنی آیه هستش...

اما با این حال نظراتِ تمامِ دوستان درباره ی هر بخش از مطلب که بنویسن برام محترمِ و البته که قابلِ توجه، و فک میکنم نظراتِ مرتبط، تکمیل کننده ی پستِ...

ببخشید که من زیاد حرف زدم :)

ممنونم از همراهیت شادیِ عزیز :)


ههههههههههه واقعا اینطوره

پاسخ:
بله متاسفانه :(

ممنون از همراهیتون... :)

سلام مهندس
+
شاید خیلی از ادم هایی که میان و مطالب رو میخونن فکرشون و کلا ذهنشون درگیر چیز های دیگه ای باشه
ما از گرفتاری های دیگران خبر نداریم
اما کاش مخاطب که زحمت میکشه میاد و مطلب رو میبینه
حداقل بصورت عمودی هم که شده بخونه مطلب رو
نویسنده زحمت کشیده

پاسخ:
سلام بزرگوار

حرف شمارو کاملا قبول دارم؛ عده ای درگیری ذهنی دارن؛ اما این کامنت های کپی شده رو چطور توجیه کنیم که یه نفر از دم برا همه میذاره!

اینجور وقتاس که ناخواسته به صاحب حرف بی توجهی شده؛ درست مثل رابطه ی ما با خدا...!

ممنون از همراهیتون مهندس... :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">