خداجون فعلا وقت ندارم، ان شاءالله سرِ یه فرصتِ مناسب از خجالتت در میام...!

در این پست میخوام درباره ی سوره ی معارج بنویسم …

اما فقط هدفِ کلی و سیرِ هدایتی ی این سوره رو مینویسم و در پستِ بعدی تدبرِ سوره رو مینویسم...

مخاطبِ سوره ی معارج، منکرانِ خدا و قیامت نیستن، بلکه کسانی هستن که خدا و معاد رو قبول دارن اما با سهل انگاری و ... همه چیزو زیرِ سوال میبرن.

عرفان های کاذب که در ایران رشد کردن از اونجایی که نمیتونن مستقیما زیرآبِ خدا و پیغمبر و معاد و ... رو بزنن از درِ شریعت وارد شدن...

یعنی میگن حبِّ علی و فاطمه ( سلام الله علیهما ) در دلِ ما باشه و ما بریم جهنم؟!!

برای حسین(ع) اشک بریزیم ولی بریم جهنم؟!! این دور از عدالتِ خداست...!!

 

و با این حرفا میخوان بگن حتی اگه نمازِ صبحت قضا شد ولی حبِّ علی تو دلت بود مفت و مجانی میری بهشت، چه لزومی داره صبح که خوابت میاد بری وضو بگیری خواب از سرت بپره، چه لزومی داره روزانه 17 رکعت نماز خونده بشه، خدا تو دلِ پاکِ...!

غافل از اینکه خداوند در سوره ی ذاریات، آیات 17 و 18 میفرماید « کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون/ و بالاسحار هم یستغفرون » متقیان اندکی از شب را میخوابند / و در سحرگاهان استغفار میکنند.

در حقیقت دین رو محدود به زندگی ی دنیا و خدا رو تابعِ انسان میکنن ( اومانیسم= انسان گرایی )

از اونجایی که روح برای دنیا آفریده نشده و دنیاگرایی اونو خسته میکنه پیشنهاد میکنن سالی 1 بار سرِ یه فرصت مناسب مثلا شبِ قدر یا عرفه یا عاشورا خدمت خدا برسیم... به مسجد بریم و های های گریه کنیم و یکم سبک بشیم تا روحمون یه کم غلظتِ آلودگیش کم بشه.

در حقیقت خدایی رو مطرح میکنن که خیلی مهربونه،کاری به کار انسان نداره، تو جزییاتِ زندگی ی انسان دخالت نمیکنه و خلاصه اینکه میگن ما یه خدای مزاحم نمیخوایم...

در ابتدای سوره معارج اومده که یه شخصِ منکرِ عذاب، به پیغمبر میگه ای پیغمبر پس این همه تبشیر و تنذیرت چی شد؟!! مگه نمیگفتی عذاب نزدیکه! مگه نمیگفتی کافران رو نابود میکنه! پس این عذابِ خدا چی شد؟!!

خداوند در جواب به پیغمرش میفرماید: پیغمبر خیالت رو راحت کنم، من بیشتر از قرآن آیه و معجزه نمیفرستم، میخوای نردبان بذار به آسمان برو، یا میخوای زمین رو بکن و به داخل زمین برو، برای کسیکه قرآن رو معجزه نمیدونه... برای کسیکه نظام خلقت رو... رشد جنین در شکمِ مادر رو... خارج شدنِ میوه ی هلو از چوبِ خشکیده رو معجزه نمیدونه من دیگه معجزه نمیارم...

« و قالوا لن نومن لک حتی تفجر لنا من الارض ینبوعا/ او تکون لک جنه من نخیل و عنب فتفجر الانهار خلالها تفجیرا/ او تسقط السما کما زعمت علینا کسفا او تاتی بالله والملائکه قبیلا/ او یکون لک بیت من زخرف او ترقی فی السماء و لن نومن لرقیک حتی تنزل علینا کتابا نقرءوه، قل سبحان ربی هل کنت الا بشرا رسولا » سوره اسراء، آیات 90 تا 93

بعد خدا به پیغمبر می فرماید من فقط یک معجزه دارم که اگر اونو بفرستم کار تمومِ و همه سر به سجده میذارن...!!

« ان نشاء ننزل علیهم من السماء ایه فظلت اعناقهم لها خاضعین/ و ما یاتیهم من ذکر من الرحمن محدث الا کانوا عنه معرضین» سوره شعرا، آیات 4 و 5

پیغمبر برای درد دل به خدا میگن: خدایا خسته شدم از بس دعوت کردم نیومدن، قرآن رو مهجور کردن ( میونِ دو نهرِ آب حسین"ع" رو تشنه لب شهید کردن،1100 سال به دروغ گفتن مهدی بیا... )

خدا در جواب به پیغمبر میفرماید: ای پیغمبر اونا بعید میدونن، همینکه ما خودمون عذاب رو قریب و نزدیک میدونیم کافیه، لازم نیست بهشون ثابت کنی...« انهم یرونه بعیدا/ و نرائه قریبا » سوره معارج، آیات 6 و7

 

تدبرِ سوره در پست بعدی...



«والسلام علی من التبع الهدی»