4 حقیقتِ شریف چیست؟

از نظرِ بودا 4 حقیقتِ اصلی در این عالم وجود دارد که از آنها با عنوانِ 4 اصلِ رنج هم نام می برد. این 4 اصل بدین صورتند:

1) زندگی سراسر رنج است.

2) ریشه و اساسِ تمامِ رنج ها آرزومند بودن و خواهش های نفسانی است.

3) باید با ریشه ی رنج ها مبارزه کرد و آنها را از بین برد.

4) مبارزه با این رنج ها از طریق 8 عمل صورت می گیرد. و آنها عبارتند از: ایمان درست ، نیت درست ، گفتار درست ، رفتار درست ، معاش درست ، سعی درست ، توجه درست ، مراقبه درست

اما اینها مقدمه ای بود برای بحث اصلی!!

بحثِ اصلی تفاوتِ دیدگاهِ بودا با قرآن است. هرچند که در بعضی موارد اندک شباهت هایی وجود دارد، اما تفاوت ها از این قرارند:

1) در اصلِ اول بحثی که بودا مطرح میکند، میگوید که انسانها از بدوِ تولد تا هنگامِ مرگ در رنج به سر می برند در حالیکه در قرآن طبق آیه 4 سوره بلد « لقد خلقنا الانسان فی کبد » ما انسان را در رنج آفریدیم، انسانها از اولِ خلقت در رنج آفریده شدند و این در طبیعت و سرشت آنهاست نه اینکه با تولد شروع شود و با مرگ به اتمام برسد.

در این آیه 4 تاکید به کار برده شده است. ل + قد + نا + فی ، یعنی بِلا استثناء همه انسانها با رنج آفریده شده اند. "ال" الانسان هم همه انسانها را در بر میگیرد. ( به علتِ مربوط بودنِ این بحث به دستورِ زبانِ عربی و جلوگیری از اطاله ی کلام وارد این بحث نمی شوم )

2) در اصلِ دوم تا حدودی نظراتِ قرآن با بودا هماهنگی دارد اما تفاوتی که با هم دارند اینست که بودا تمامِ خواهش ها را رد میکند اما در دینِ اسلام خواهش ها اگر در جای صحیحِ خود استفاده شود به هیچ وجه منافاتی با درکِ حقیقتِ زندگی ندارد.

« یا ایها الذین امنو لا تحرموا الطیّبات ما احلّ الله لکم و لا تعتدوا انّ الله لا یحبّ المعتدین » ای کسانیکه ایمان آورده اید چیزهایی را که خداوند برای شما حلال کرده حرام نشمارید و از حد تجاوز ننمایید، زیرا خداوند متجاوزان را دوست ندارد./ سوره مائده، آیه 87

3) درباره ی اصلِ سوم بودا گفته رنج ها را می توان از بین برد اما در قرآن طبق آیه ای که ذکر شد سرشتِ انسان با رنج همراه است اما مساله ای که در اینجا مطرح است اینست که در قرآن رنج همراه با شادی نام برده شده است. « فان مع العسر یسری/ ان مع العسر یسری » به یقین با سختی آسانی است / مسلّما با سختی آسانی است. / سوره انشراح، آیات 5 -6

در این جهان همه چیز زوج و ترکیبی آفریده شده است، لذت و رنج هم آمیخته است. در این جهان عُسرِ محض و یُسرِ محض وجود ندارد و هردو مربوط به آخرت هستند. عسرِ محض دوزخ و یسرِ محض بهشت است.

بدنِ انسان حداقل ( تاکید می کنم حداقل ) 200 هزار عضو دارد، اگر برای هر عضو 5 نوع بیماری در نظر بگیریم کلِ بیماری ها 1000000 می شود، در حالیکه اگر کمی توجه کنیم شاید هرکدام از ما فقط 5 درد (جسمی) داشته باشیم و از آنجا که طبقِ نصِ صریح قرآن هر عسر با یک یسر همراه است هم اکنون تعداد شادی هایمان از غصه ها و رنج هایمان بی نهایت بیشتر است اما ما به دلیلِ ناشکری آن را حس نمی کنیم. ( یعنی انسان از شدت خوشی باید منفجر بشه !! )

4) درباره ی مساله ی آخر سوال مطرح است که چرا اساساً ساختارِ انسان به گونه ای است که باید رنج ببرد؟

بودا برای این سوال پاسخی نداده است اما قرآن پاسخِ آن را بدین صورت بیان کرده است:

« اَیَحسَبُ اَن لَن یَقدِرَ عَلَیهِ اَحَدٌ » آیا او می پندارد هیچکس نمی تواند بر او دست یابد. / سوره بلد ، آیه 5

خواسته های انسان فقط 2 حالت دارد، یا اصلا در این دنیا محقق نمی شود، یا بعضی از آنها در این دنیا محقق می شود ( اصلا حالتِ سوم به این معنا که کلِ خواسته ها در این دنیا محقق شود وجود ندارد. ) نتیجه ی این 2 حالت اینست که چون خواسته ها محقق نمیشود رنج به وجود می آید.

اما طبقِ آیه 5 سوره ی بلد اراده ای فوقِ اراده ی عالم وجود دارد که اجازه ی تخلف (خلاف جریان طبیعی) را نمی دهد. چون نتیجه ی برآورده شدنِ خواسته های تمامیِ انسانهای روی زمین برابر با نابودیِ زمین است. زیرا خواسته ی هر فرد با دیگری مغایرت دارد و برآورده شدنِ خواسته ی یک شخص در تضاد با برآورده شدنِ خواسته ی شخص دیگر است. به همین خاطر خواسته ی انسانها با تدبیرِ خداوند متفاوت است. لذا همه چیزِ عالم منسجم است و هستی بر اساسِ تدبیرِ خداست نه خواستِ انسانها...


«والسلام علی من التبع الهدی»